تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نخستينها ( فارسى ) — صفحة 412

مساهمون:

ص٤١٢
اولين كسى كه در مدينه طيلسان پوشيد ، جبير بن مطعم بود . اولين كسى كه در بصره جامه‌هايى ساده پوشيد و پوشاك كتانى به تن كرد ، زياد بود . اولين عربى كه پارچه‌ى خز بر تن كرد ، عبدالله بن عامر بود . اولين زره سياه را مختار پوشيد و مردم گفتند : فرمانده ما پوست خرس به تن كرده است . اولين كسى كه نان لواش پخت ، نمرود بود . اولين كسى كه كفش به پا كرد جذيمه ابرش بود و همو نخستين پادشاهى بود كه منجنيق را به كار گرفت و شبانه بيرون آمد و براى او شمع افروختند ، و خود را هم‌نوش فرقَدان مىكرد و يك جام خود مىنوشيد و جامى را به نام يكى از ستارگان بر زمين مىريخت ، تا اين‌كه دونفر به نام‌هاى مالك و عقيل ، نديم و هم‌نوش او شدند . اولين سر بريده‌اى كه از شهرى به شهر ديگر برده شد ، سر عمرو بن حمق بود . اولين سر بريده‌اى كه در روزگار اسلامى بر نيزه شد ، سر همان عمرو بود كه آن را نزد معاويه آوردند . گويد : اولين كسى كه با شمشير خويش بر دروازه‌ى قسطنطنيه كوبيد و در سرزمين روم اذان گفت ، مردى از بنىعامر به نام عبدالله بن طيب بود كه با مسلمه روانه شد و چون قيصر خواست او را به قتل رساند ، گفت : به خدا قسم ، اگر مرا بكشى ، هر پيمانى كه در سرزمين اسلام بسته شده است ، خواهد شكست . اولين كسى كه عبدالملك ناميده شد ، ابن‌مروان بود . پيش از پيامبر ( ص ) در روزگار جاهلى ، هيچ كس « محمد » نام نداشت ، جز محمد بن احيحه برادرِ مادرى عبدالمطلب ، و محمد بن سفيان بن مجاشع ، و محمد بن سواة بن جشم بن سعد . در آن روزگار جز قيس بن عاصم و عامر بن طفيل را با كنيه‌ى ابوعلى نمىخواندند .