بلاذرى : حجاج ، قطن بن قبيصة بن مخارق هلالى را بر فارس و كرمان گمارد . او كسى بود كه چون به رود رسيد ، و يارانش را ياراى گذشتن از آن نبود ، ايشان را گفت : هر كه از رود بگذرد ، هزار درهم مژدگانى گيرد . پس گذشتند و ستاندند . اين نخستين روزى بود كه آن را « روز جايزه » ناميدند . حجاف در بارهى آن روز گفته است :
هم سنوا الجوائز فى معد * فصارت سنة اخرى الليالى
« آنان بودند كه در ميان معد ، جايزه را سنت نهادند و زان پس ، اين خود سنت شبانهاى ديگر شد » . « 1 »
مهلب در سرزمين قيقان هجده سوار ترك را ديد كه بر اسبان دمبريده نشسته بودند . همه را كشت و گفت : چرا بايد اين عجمها از ما چابكسوارتر باشند ؟ و او خود دم اسبان خويش را بريد . بدين سان ، او اولين مسلمانى است كه چنين كرده است . « 2 »
بلاذرى : زياد ، سنان بن سلمه بن محبق هذلى را ولايت داد . او انسانى برجسته و خداشناس بود . وى اولين كسى بود كه سپاهيان را به طلاق سوگند داد . به مرز سرزمين اسلام رفت و مكران را بهزور بگشود و آن را شهر قرار داد و در آن اقامت كرد و كارهاى آن سرزمين را سامان بخشيد . « 3 »
بلاذرى : در ميان عرب ، زياد نخستين كسى بود كه به تقليد از ايرانيان ، ديوان زمام و خاتم را تأسيس كرد . « 4 »
ديوانهاى شام و نيز گزارشهاى مالى به دربار امويان ، در برگههاى كاغذى نوشته
هامش
( 1 ) . فتوح البلدان 380
( 2 ) . همان 417
( 3 ) . همان جا
( 4 ) . همان 446 .