تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نخستينها ( فارسى ) — صفحة 413

مساهمون:

ص٤١٣
نخستين داستان‌سراى مكه ، عبيد ليثى يا اسود تميمى بود . « 1 » ابن عبدربه گويد : نخستين كسى كه پاسبان گرفت ، عثمان بود . « 2 » در روايت است : طرفه اولين كسى بود كه اسب خيال را دوانيد و گفت :
فقل لخيال الحنظلية تنقلب * اليها فانى و اصل حبل من وصل
« به خيال آن ماهروى حنظلى بگو نزد او باز رود كه من رشته‌ى هر كسى را كه بپيوندد خواهم پيوست . » « 3 » ابن‌اثير : زياد نخستين كسى بود كه كسانى با عمودهاى افراشته پيش روى او گام زدند و نخستين كسى بود كه صندلى نهاد و مقصوره ساخت و جامه‌اى پوشيد كه به « زيادى » شهره شد و در كوفه شهر را به چهار محله كرد و شرطةالخميس را در بصره به كارگرفت . مبرّد : اولين كسى كه تازيانه را به كار گرفت و بدان كيفر داد ، ذو اصبح حمدى بود كه تازيانه‌هاى اصبحى منسوب به او است . « 4 » در خبر است : اولين كسى كه از پرچم استفاده كرد ، ابراهيم خليل ( ع ) بود . « 5 » به نقل از شيخ صدوق در المقنع : كفش نرم به پا مكن كه اين كار پيروى از فرعون است و او نخستين كسى بود كه پاىافزار نرم پوشيد . « 6 » در روايتى است كه مردى به امام صادق ( ع ) گفت : اولين برده‌اى كه داشتم ، اينك آزاد است ، ولى او سه فرزند از خود به جا گذاشته است . امام فرمود : در ميان آنان قرعه بينداز ، به نام هر كس خورد ، او را آزاد كن . « 7 »
هامش
( 1 ) . فتوح البلدان 551 تا 556 ( 2 ) . العقد الفريد 5 / 37 ( 3 ) . الاوائل 438 ( 4 ) . الكامل فى اللغة 3 / 146 ( 5 ) . تهذيب الاحكام 6 / 170 ( 6 ) . مستدرك الوسائل 3 / 281 ( 7 ) . تهذيب الاحكام 6 / 239 .
نخستينها ( فارسى ) — صفحة 413 | الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) / محمد رضا مرواريد