نخستين داستانسراى مكه ، عبيد ليثى يا اسود تميمى بود . « 1 »
ابن عبدربه گويد : نخستين كسى كه پاسبان گرفت ، عثمان بود . « 2 »
در روايت است : طرفه اولين كسى بود كه اسب خيال را دوانيد و گفت :
فقل لخيال الحنظلية تنقلب * اليها فانى و اصل حبل من وصل
« به خيال آن ماهروى حنظلى بگو نزد او باز رود كه من رشتهى هر كسى را كه بپيوندد خواهم پيوست . » « 3 »
ابناثير : زياد نخستين كسى بود كه كسانى با عمودهاى افراشته پيش روى او گام زدند و نخستين كسى بود كه صندلى نهاد و مقصوره ساخت و جامهاى پوشيد كه به « زيادى » شهره شد و در كوفه شهر را به چهار محله كرد و شرطةالخميس را در بصره به كارگرفت .
مبرّد : اولين كسى كه تازيانه را به كار گرفت و بدان كيفر داد ، ذو اصبح حمدى بود كه تازيانههاى اصبحى منسوب به او است . « 4 »
در خبر است : اولين كسى كه از پرچم استفاده كرد ، ابراهيم خليل ( ع ) بود . « 5 »
به نقل از شيخ صدوق در المقنع : كفش نرم به پا مكن كه اين كار پيروى از فرعون است و او نخستين كسى بود كه پاىافزار نرم پوشيد . « 6 »
در روايتى است كه مردى به امام صادق ( ع ) گفت : اولين بردهاى كه داشتم ، اينك آزاد است ، ولى او سه فرزند از خود به جا گذاشته است . امام فرمود : در ميان آنان قرعه بينداز ، به نام هر كس خورد ، او را آزاد كن . « 7 »
هامش
( 1 ) . فتوح البلدان 551 تا 556
( 2 ) . العقد الفريد 5 / 37
( 3 ) . الاوائل 438
( 4 ) . الكامل فى اللغة 3 / 146
( 5 ) . تهذيب الاحكام 6 / 170
( 6 ) . مستدرك الوسائل 3 / 281
( 7 ) . تهذيب الاحكام 6 / 239 .