معشوق » . « 1 »
يكى از دروغهاى اهل سنت روايتى است كه از قول ابوهريره در سنن ابوداوود آمده است ، كه وقتى يك يهودى گفت : سوگند به كسى كه موسى را بر جهانيان برگزيد ، يكى از مسلمانان دست خود را بالا برد و بر وى سيلى نواخت . يهودى گزارش آن را نزد پيامبر ( ص ) برد و حضرت فرمود : مرا از موسى برتر مگيريد ؛ كه مردم در روز قيامت از هوش مىروند و من با آنان بيهوش مىشوم و من نخستين كس هستم كه به هوش آيم . اما در اين هنگام مىبينم موسى در كنار عرش ايستاده است و نمىدانم آيا او از كسانى بوده كه از هوش رفته و پيش از من هوشيار شده يا خداوند از اصل او را استثنا كرده است . « 2 »
ابوالفرج اصفهانى : چون همسر مهلهل دخترش ليلى را بزاد ، مهلهل به او گفت : وى را بكش ، و او خدمتكار خويش را فرمود تا دختر را از چشم پدرش دور بدارد . هنگامى كه مهلهل به خواب رفت ، هاتفى اين ندا در داد :
كم من فتى يؤمّل * و سيد شمردل
و عدة لاتجهل * فى بطن بنت مهلهل
« چه جوانانى را اميد توان برد ، سرورانى نيكسيما و كسانى كه در شكم دختر مهلهل هستند و از ياد نروند » .
و او از خواب برخاست و همسرش هند را صدا زد و گفت : دخترم كجاست ؟ گفت : او را كشتم . گفت : به خداى ربيعه سوگند كه چنين نيست ( و اين نخستين بارى بود كه اين قسم را مىخورد ) با من راست بگو . چون او را از واقعيت آگاه كرد ، گفت : غذاى خوب برايش فراهم ساز . بعدها كلثوم بن مالك بن عتاب با وى ازدواج كرد و چون عمرو بن كلثوم را در شكم داشت ، گفت : كسى به خواب من آمد و اين شعر را خواند :
يا لك ليلى من ولد * يقدم اقدام الاسد
هامش
( 1 ) . الملل و النحل 91
( 2 ) . سنن ابىداوود 4 / 350 .