زنانى بودند كه در روزگار اسلامى به اسارت رفتند . « 1 »
ابوداوود : چون پيامبر ( ص ) در بدر مىجنگيد ، مادر ورقة بن نوفل به حضرت گفت : آيا مرا اجازه مىدهى كه همراه تو به جنگ آيم ، تا بيماران شما را پرستارى كنم و شايد خداوند شهادت را روزى من سازد ؟ پيامبر ( ص ) فرمود : در سراى خويش بياساى ، كه خدا تو را روزى كند ! او را شهيده مىگفتند و غلام و كنيزى در اختيار داشت كه شبى سراغ او رفتند و صورتش را پارچهاى پوشاندند تا خفه شد ، آنگاه گريختند . عمر در ميان مردم آمد و پرسيد : چه كسى آن دو را مىشناسد ؟ آنان را آوردند و فرمان داد تا بر دار كشند و آنان نخستين كسانى بودند كه در مدينه بر دار شدند .
در روايتى ديگر آمده است كه مادر ورقه دختر عبدالله بن حارث بوده است . در همان روايت است كه پيامبر ( ص ) براى او مأذنهاى بنا كرد و او را فرمان داد تا در نماز ، براى اهل خانهى خويش امامت كند . « 2 »
شهرستانى : كلبى گويد : اعراب در روزگار جاهلى چيزهايى را حرام مىدانستند كه قرآن نيز بر حرمت آنها صحه نهاد ؛ مثلًا آنان همزمان ، با مادران ، دختران ، خالهها و عمهها ازدواج نمىكردند و از زشتترين كارها در نزد ايشان آن بود كه با دو خواهر ازدواج كنند يا پس از مرگ پدر ، زن او را بستانند ؛ و چنين كسى را ضَيزَن « 3 » ( شريك بد ) مىناميدند .
اوس بن حجر تميمى گروهى از بنىقيس را كه سه برادر ، يكى پس از ديگرى ، با همسر پدر خود آميختهاند ، اين گونه نكوهش مىكند :
الفارسية فيكم غير منكرة * فكلكم لابيه ضيزن سلف
نيكوا فكيهة و امشوا حول قبتها * مشى الزرافة فى آباطها الخجف
« كارى كه پارسيان مىكنند ، براى شما ناپسند نيست ، كه شما همه از پيش ، شركاى
هامش
( 1 ) . الاستيعاب 1 / 161
( 2 ) . سنن ابىداوود 2 / 206
( 3 ) . فرزند كه مزاحم پدر خود باشد در باره زن وى . ر . ك : منتهى الارب . .