تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نخستينها ( فارسى ) — صفحة 389

مساهمون:

ص٣٨٩
سبقت را از همه‌ى پيشگامان در خيرخواهى ربوده‌اى ، مانند اسبى چابك كه پيش از فرا رسيدن ديگران جايزه را بربايد . تو در دستيابى و چيرگى حتى از معد هم پيشى گرفتى و كسى را مانى كه نخستين مژده را از باران رحمت آورده باشد » . ابن‌جوزى ، در داستان هاجر گويد : وى اولين كسى بود كه دامن جامه‌ى خويش را بلند گرفت ؛ تا نشان راه رفته‌ى خود را بر ساره بپوشاند . « 1 » شيخ مفيد : از پيامبر ( ص ) : اولين كسى كه فرمان زنان را برد ، آدم بود كه خدا او را از بهشت فرود آورد . « 2 » ابوالفرج اصفهانى : اولين دلدادگى « كثير عزة » هنگامى بود كه با گله‌اى گوسفند از كنار گروهى از زنان بنىضمره مىگذشت كه آنان عزة را كه دخترى خردسال بود سوى او فرستادند و گفت : زنان مىگويند ، قوچى را به ما به فروش و پولش را از ما نستان تا بازگرديم . عزة قوچى را كه خوش داشت برداشت و چون كثير بازگشت ، زنى از ايشان درهمى چند نزد او آورد . كثير پرسيد : پس كو آن دختركى كه قوچ را از من گرفت ؟ پرسيد : تو را با او چه كار ؟ اين درهم‌هاى خويش بستان و برو . گفت : درهم‌هاى خود را جز از دست كسى كه قوچ را به دو دادم ، نخواهم ستاند . و بيرون شد و چنين مىخواند :
قضى كل ذى دين فوفّى غريمه * و عزة ممطول معنّى غريمها
« هر كه وامى داشت غرامت خويش پرداخت ، اما عزة هنوز امروز و فردا مىكند و از بازپرداخت وام خويش ناتوان است . » و اين نخستين بارى بود كه وى را مىديد . « 3 » ابن عبدالبر : ابوعمرو شيبانى گويد كه چون بسر بن ارطأة از سوى معاويه راهى يمن بود ، بر طايفه‌ى همدان تاخت و زنان آن ديار را كشت و به اسارت گرفت و آنان اولين
هامش
( 1 ) . كتاب الاذكياء 16 ( 2 ) . الاختصاص 37 ( 3 ) . الاغانى 9 / 19 .
نخستينها ( فارسى ) — صفحة 389 | الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) / محمد رضا مرواريد