پايان مىآورد ، اصلًا هيچ نيازى به عول نبود . اما از ميان فرائض ارث آن كه خدا او را از سهمى جز به سهم مشخص ديگر كاهش نداده مصداق كسى است كه خدايش مقدم داشته است و هر فرضى كه چون مرتبهى نخست مقرر برايش حاصل نيايد ، تنها آنچه از اموال باقى بماند از آن او باشد ، مصداق كسى است كه خدايش مؤخر داشته است . « 1 »
طبرى : در سال 268 ق . اول ماه رمضان روز يكشنبه بود ، يكشنبهى دوم عيد « شعانين » ( سالروز ورود حضرت مسيح به بيتالمقدس ) بود ، يكشنبهى سوم عيد « فِصَح » ( شكرگزارى آزادى بنىاسرائيل و بيرون شدن از مصر و عيد بهاره كه بهشكرانهى زايش گوسفندان و بارورى درختان برپا مىشود ) بود ، يكشنبهى چهارم عيد « نوروز » بود و يكشنبهى پنجم روز پايان ماه . « 2 »
در روايتى از اميرالمؤمنين ( ع ) نقل شده است : اولين كاستى و نقصانى كه پس از پيامبر ( ص ) بر ما وارد شد ، نايده گرفتن حق ما در خمس بود . « 3 »
از امام باقر ( ع ) : جز سه تن همه مرتدّ شدند . تا آنجا كه فرمود : آنگاه مردم توبه كردند و نخستين كسانى كه برگشتند ، ابوساسان انصارى و ابوعمره و شتيره بودند . « 4 »
اولين جايى كه ابنعباس معروف شد در بصره بود كه بر منبر رفت و سورههاى بقره و آلعمران را خواند و حرفحرف آنها را تفسير كرد . وى كه سخنور بود و دانشى داشت كه چون سيل بىدرنگ سرازير مىشد ، « درياى دانش » و « دانشمند قريش » ناميده مىشد . « 5 »
در اخبار آمده است كه ابواهاب دارمى اولين كسى است كه چون مُرد ، در
هامش
( 1 ) . بنگريد به : الاوائل 176 ؛ تذكرة الخواص 115
( 2 ) . تاريخ الامم و الملوك 9 / 611
( 3 ) . الامالى طوسى 8 ؛ الامالى مفيد 223 .
( 4 ) . بنگريد به : اختيار معرفة الرجال 11 ؛ البته در متن عربى اين مطلب از طبرى نقل شده است .
( 5 ) . البيان و التبيين 1 / 168 ؛ نيز بنگريد به : انساب الاشراف 4 / 34 و الطبقات الكبرى 2 / 280 .