تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نخستينها ( فارسى ) — صفحة 346

مساهمون:

ص٣٤٦
نقل روايت‌هاى منكر مانند اين خبر است كه مىگويد : « زمين بر پشت ماهى است و بهشتيان ، اول بار كه به آن‌جا وارد مىشوند از جگر آن ماهى مىخورند » . « 1 » جرجانى : عامر بن ظرب ، قاضى عرب‌ها كه مردم داورىهاى خويش را نزد وى مىبردند ، اولين كسى بود كه در باره‌ى مخنّث‌ها به قضاوت پرداخت و محل بيرون آمدن پيشاب را ملاك جارى شدن حكم مذكر و مؤنت دانست . در روزگار اسلامى نيز على ( كرّم الله وجهه ) همين حكم را داد . « 2 » در نامه‌ى مأمون به كارگزارش اسحاق بن ابراهيم پيرامون آزمون فقيهان در باره‌ى باور يا انكار خلق قرآن آمده است : اما زيادى ؛ به اطلاع وى برسان كه نسب او ساختگى است ، و او نخستين مدعى نسب در اسلام نيست كه در باره‌ى او از حكم رسول خدا ( ص ) سرپيچى شده است و بايد به همان راه برود . « 3 » طبرى ، از عبيدالله بن عبدالله بن عتبه : نزد ابن‌عباس نشسته بودم كه سخن از ارث پيش آمد . ابن‌عباس گفت : سبحان الله العظيم ! مىبينيد ، كسى كه مىتواند تعداد ماسه‌هاى صحراى عالج را بشمارد ، مبلغى را به دو نصف و يك ثلث تقسيم كرده است ! دو نصف آن كه با تمام مبلغ برابر است ، چه جايى براى آن يك‌سوم مىماند ؟ زفر بن اوس بصرى پرسيد : اى ابن‌عباس ، اولين كسى كه عَول را در ميراث وضع كرد ، كه بود ؟ گفت : عمر بن خطاب ؛ وقتى ارث را بر او عرضه كردند و محاسبه كرد ، گفت : به‌خدا ، نمىدانم خدا كدام يك از شما را مقدم دانسته و كدام را مؤخر ! بنابراين ، بهترين راه‌حلى كه به نظر من مىرسد اين است كه اين مبلغ را در ميان شما با سهميه تقسيم كنم . و بر هر صاحب سهمى ، آن مقدار كاستى كه لازم است وارد آورم . به خدا سوگند ، اگر آنچه را كه خدا مقدم داشته در اولويت قرار مىداد و آنچه را كه خدا مؤخر شمرده ، در
هامش
( 1 ) . تأويل مختلف الحديث 55 ( 2 ) . كنايات الادباء 280 ( 3 ) . اين مطلب در متن از ارشاد نقل شده است . بنگريد به : تاريخ الامم و الملوك 8 / 642 و تاريخ الاسلام 15 / 23 .
نخستينها ( فارسى ) — صفحة 346 | الشيخ محمد تقي التستري ( الشوشتري ) / محمد رضا مرواريد