تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نخستينها ( فارسى ) — صفحة 223

مساهمون:

ص٢٢٣
شنيده مىشد . پيامبر ( ص ) بر اسب نشست و راهى شد و اولين كسى كه سوى او شتافت مقداد بود . پيامبر ( ص ) پرچمى بر نيزه‌ى او بست و فرمود : برو تا سواران به تو ملحق شوند ؛ ما نيز به دنبال تو روانه خواهيم شد . گويد : بر پايه‌ى اسناد ما ، پيامبر ( ص ) سعد بن زيد اشهلى را بدين سريّه فرمان داده است ، ولى مردم آن را به فرماندهى مقداد برشمرده‌اند ؛ زيرا حسّان بن ثابت در پايان بيتى از شعر خود گفته است : غداة فوارس المقداد « پگاه سواران مقداد » . سعد به دليل اين انتساب نادرست حسّان را نكوهش كرد ، اما وى دليل آورد كه تنگى قافيه او را واداشته است كه نام مقداد را بياورد . « 1 » ابن عبدالبر : اولين اسيرى كه در بدر برايش فديه تعيين كردند ، ابووداعه قريشى سهمى بود كه فرزندش مطلّب پنهانى بيرون آمد و با پرداخت چهارهزار درهم پدرش را نجات داد . قريش او را بر اين كار و پرداخت فديه سرزنش كردند : ولى او گفت : نمىگذاشتم پدرم دربند بماند . پس از وى ، قريشيان راه افتادند و هر يك با پرداخت مبلغى ، اسيران خود را رهانيدند . اين امر در حالى رخ داد كه پيش‌تر مىگفتند : در پرداخت فديه شتاب نكنيد ، كه محمد به اموال شما چشم خواهد دوخت . « 2 » همو : مهجع وابسته‌ى عمر اولين مسلمانى بود كه در بدر كشته شد . تيرى از جايى ناشناس به او خورد و او را پاى در آورد . « 3 » نصربن مزاحم : آورده‌اند كه چون شاميان بر فرات دست يافتند ، از اين پيروزى شادمان شدند . معاويه گفت : اى شاميان ، به خدا ، اين طليعه‌ى پيروزى است . خداوند من و ابوسفيان را آبى ننوشاند اگر آنان از آب اين رود بياشامند ، مگر اين‌كه همه‌ى
هامش
( 1 ) . الطبقات الكبرى 2 / 63 ( 2 ) . الاستيعاب 3 / 1402 ( 3 ) . همان 4 / 1486 .