تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نخستينها ( فارسى ) — صفحة 222

مساهمون:

ص٢٢٢
او عمرو بن عاص بود كه با عورت خويش رودرروى من افتاد و من روى از او برگرداندم . عمرو نزد معاويه رفت . معاويه از وى پرسيد : چه كردى ، اى عمرو ؟ گفت : على با من روبه‌رو شد و مرا به خاك افكند . معاويه گفت : از خدا و عورت خويش سپاس‌گزار باش ، به خدا قسم اگر او را شناخته بودى ، بر او نمىتاختى . . . « 1 » ابن‌اثير : در همين جنگ ( يعنى فتح قبرس در سال 28 ق . ) ام‌ّحرام دختر ملحان انصارى درگذشت . قاطرى كه بر آن سوار بود او را در جزيره‌ى قبرس به زمين افكند و گردنش شكست و درگذشت و با مرگ خود مهر تأييدى بر اين سخن پيامبر ( ص ) نهاد كه او اولين كسى خواهد بود كه در دريا مىجنگد . « 2 » نصر بن مزاحم : اشعث پيمان ترك مخاصمه را در دست گرفت تا بر مردم بخواند و آن را بر ايشان عرضه كند . نخست آن را در برابر شاميان و پرچم‌هاى ايشان نهاد كه از آن خشنود شدند . آن‌گاه نزد صفوف عراقيان و پرچمدارانشان آمد و آن را بر ايشان عرضه داشت . چون به پرچم عنزه رسيد كه چهارهزار تن از ايشان در صفين با على ( ع ) همراه بودند ، نامه را براى آنان خواند . دو جوان از ميان برخاستند و گفتند : « لا حكم الا لله » ( هيچ حكمى جز از آنِ خدا نباشد ) و با شمشير سوى شاميان تاختند و كنار سراپرده‌ى معاويه كشته شدند . آن دو برادر به نام‌هاى معدان و جعد ، اولين كسانى بودند كه فرياد حكميت سر دادند . « 3 » ابن‌سعد : غزوه‌ى غابه ( كه بر سر راه شام تا مدينه است ) در سال شش هجرى رخ داد . داستان اين گونه بود كه شتران شيرده پيامبر ( ص ) كه بيست نفر بودند با چوپانى ابوذر در آن منطقه مىچريدند . عيينه با چهل تن بر آن‌ها تاخت و مهاجمان شتران را سوى خويش راندند و فرزند ابوذر را كشتند . فريادى برخاست و ندا در داد : كمك ، كمك ! پس ندايى بلند شد : اى سواران خدايى ، بتازيد ! و اين نخستين بار بود كه چنين صدايى
هامش
( 1 ) . وقعة صفين 406 ( 2 ) . الكامل 3 / 97 ( 3 ) . وقعة صفين 512 .