گويد : حضرت پشت سر مرا گرفت و مرا پيش افكند و فرمود : اى مرد ازدى ، آيا داستان براى تو روشن شد ؟ گفتم : آرى ، اى امير مؤمنان . فرمود : پس بر دشمنت بتاز . آنگاه من يكى از جماعت را كشتم و پس از آن ديگرى را از پاى درآوردم و سرانجام با ديگرى درگير شدم و گاه من او را مىزدم و گاه او مرا ؛ چندان كه هر دو بيفتاديم و ياران مرا كنارى كشاندند و زمانى به هوش آمدم كه كار آن مردم تمام شده بود . « 1 »
ابنقتيبه ، در فراخوان اميرالمؤمنين ( ع ) از مردم براى حضور در صفين : بيشتر مردم دعوت حضرت را پاسخ دادند ، جز ياران عبدالله بن مسعود و عبيده سلمانى و ربيع بن خثيم « 2 » و حدود چهارصد تن از قاريان كه گفتند : با اينكه به برترى شما آگاهيم ، اما در اين جنگ ترديد داريم ، و شما و مسلمانان براى رويارويى با مشركان ، از ديگران بىنياز نيستيد ؛ پس ما را بر مرزها بگمار . اين گونه بود كه حضرت آنان را بر مرزهاى قزوين و رى گماشت و ربيع را بر آنان فرمان داد و پرچم را به او سپرد و اين نخستين پرچمى بود كه در كوفه به دست كسى سپرده مىشد . « 3 »
شيخ طوسى : ابوسفاح بجلى اولين كس از ياران اميرالمؤمنين ( ع ) است كه در جنگ صفين كشته شد . « 4 »
طبرى : سليمان بن صرد چون خواست راهى شود ، در سال 65 ق . بود كه نزد ياران برجستهاش فرستاد و سراغ او آمدند . او پيشتر ياران خويش را وعده داده بود كه در آغاز ماه ربيعالثانى روانه شوند و در نخيله اردو زنند ؛ از اين روى ، چون ماه ربيع فرا رسيد ، در ميان تنى چند از ياران نامور خود روانهى آن اردوگاه شد و در ميان ياران خويش چرخى
هامش
( 1 ) . الارشاد 1 / 317
( 2 ) . بنا به قولى ، اين فرد همان خواجهربيع معروف است كه آرامگاهش در مشهد قرار دارد . ديگر آن كه مرحوم شوشترى در آثار رجالى خود ، بر خلاف برخى از علماى رجال نظير كشى و ديگران كه او را در شمار هشت پارساى برتر دانستهاند ، وى را فردى عادى و عامى برشمرده است .
( 3 ) . الاخبار الطوال 165
( 4 ) . رجال طوسى 88 .