تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نخستينها ( فارسى ) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
بدارم ، مگر تو مرا حفظ كنى . بارالها ، من به تو پناه مىبرم از اين كه با بىنيازى تو به نادارى افتم و در شكوه سلطنت تو به ظلم گرفتار آيم ، يا در حالى كه كارها در دست تو است ، بر من ستم رود . فرمان در دست تو است . بارالها ، اولين چيز ارزشمندى كه از من مىستانى ، و اولين امانتى كه از نعمت‌هاى خود بازمىگيرى ، جانم باشد . « 1 » پيامبر ( ص ) فرمود : برترين سخن ، گفتن « لا إله الا الله » است ، و برترين آفريده ، اولين كسى باشد كه « لا إله الا الله » را بر زبان آورد . پرسيدند : و چه كسى نخستين بار آن را گفت ؟ فرمود : من ، كه نورى بودم در آستان خداى عزوجل و به توحيد و تسبيح و تكبير و تمجيد و تقديس او مىپرداختم و در پى من ، نورى ديگر گواه من بود . پرسيدند : آن شاهد تو كه بود ؟ فرمود : على بن ابىطالب ، برادرم ، برگزيده‌ام ، دستيارم ، جانشينم و پيشواى امت ، دوست من بر حوض ، و پرچمدار من . پرسيدند : به دنبال او كيست ؟ فرمود : حسن و حسين ، سرور جوانان بهشتى ، و آن‌گاه امامانى از تبار حسين تا روز رستاخيز . « 2 » شيخ صدوق اين روايت را نقل كرده است : ميثاق بر حجرالاسود نهاده شده است ؛ زيرا چون خداى متعال خواست كه براى خود به خداوندى و براى محمد ( ص ) به پيامبرى ، و براى على ( ع ) به جانشينى پيمان گيرد ، اندام فرشتگان به لرزه افتاد و نخستين موجودى كه بدين امر اعتراف كرد ، حجرالاسود بود ، از اين رو ، خداوند متعال آن را برگزيد و ميثاق را به دو سپرد و در روز قيامت ، همان سنگ در حالى كه زبانى گويا و ديده‌اى بينا دارد ، حاضر مىشود و به سود هر كس كه در آن مكان نزدش رفته و ميثاق را پاس داشته است ، گواهى مىدهد . حجر را از آن رو از بهشت بيرون آورد تا آن عهد و پيمان فراموش‌شده را به ياد آدم بياورد . « 3 » ابن عبدالبر : از عبدالله بن عمرو بن عاص روايت است كه پيامبر ( ص ) فرمود : اينك
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه خطبه‌ى 215 ( 2 ) . كمال الدين 2 / 669 ( 3 ) . من لا يحضره الفقيه 2 / 192 .