باشد ؛ دور نيست كه خبر آن را دريابيد . « 1 »
در سيرهى ابنهشام پيرامون خبر راهى شدن پيامبر به طائف براى محاصرهى آنان آمده است : ابناسحاق از عمرو بن شعيب چنين بازگويد : حضرت چون در بحرةالرغاء فرود آمد ، به قصاص فرمان داد و آن اولين خونى بود كه در اسلام به حكم قصاص ريخته مىشد . مردى از بنىليث مردى از بنىهذيل را كشته بود ، و به سزاى آن كشته شد . « 2 »
نيز در همان جا است : يكى از افراد موثق مرا گفت : پيامبر ( ص ) اولين كسى بود كه در اسلام با منجنيق به جايى حمله برد ، با آن اهل طائف را هدف گرفت . « 3 »
و همو گويد : قبيلهى ثقيف همسر مروان بن قيس دوسى را كه مسلمان شده بود و از پيامبر ( ص ) در برابر ثقيف دفاع كرده بود ، به گروگان گرفتند . آنان مدعى شدند كه رسول خدا ( ص ) به مروان فرموده است : در برابر همسرت ، اولين فرد از قيس را كه ديدى به گروگان بگير ؛ و چون ابىّ بن مالك قشيرى را ديد ، او را گرفت . ضحاك بن سفيان كلابى برخاست و با ثقيف سخن گفت تا همسر مروان را به او برگرداندند . او نيز ابىّ بن مالك را رها كرد . ضحاك بن سفيان در اختلافى كه با ابىّ بن مالك داشت ، چنين گفت :
اتنسى بلائى يا ابىّ بن مالك * غداة الرسول معرض عنك اشوس
يقودك مروان بن قيس بحبله * ذليلًا كما قيد الذلول المخيّس
فعادت عليك من ثقيف عصابة * متى يأتهم مستقبس الشر يقبسوا
« اى ابىّ بن كعب ، آيا آزمون مرا از ياد مىبرى ، آنگاه كه پيامبر به ديگر سو نظر افكند و روى از تو گردانيد ؟ مروان بن قيس تو را با ذلّت تمام ، چونان زنجيريانِ سرافكنده ، به بند كشيده بود ، پس آنگاه گروهى از اشرار ثقيف بيامدند و تو را بازگردانيدند ، كه هر گاه كسى در پى شرارت باشد ، آنان برايش فراهم آورند » . « 4 »
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه خطبهى 71
( 2 ) . السيرة النبوية 2 / 482
( 3 ) . همان 483
( 4 ) . همان 485 .