بند ، شاهد خوبى است از همكارى ميان حكومت وحرفه پزشكى « 38 » . اين گزارش همواره بحق مورد ستايش بسيار قرار گرفته است . به هر حال اصلاحات پيشنهاد شده همواره تحقّق نپذيرفته است . وظاهرا در مورد اين گزارش هم وضع چنين بوده است تنها نتيجهء مطمئنّى كه از اين گزارش مىتوان گرفت اين است كه مراقبتهاى پزشكى در زندانها وجود نداشته است . والبتة اين امر جدا از أوضاع ملالت بار پزشكى در مناطق روستائى است . درباره اوضاعى كه در زندانها وجود داشته يا مىبايست وجود داشته باشد ، اطلاعاتى موجود است : اين اطلاعات از وجود قاضى عسكر در زندان خبر مىدهد ، امّا از خدمات پزشكى براي زندانيان هيچ نمىگويد « 39 » .
توجّه عميق جامعه اسلامى سدههاى ميانه به بهداشت عمومى ، به باشكوهترين وجهي در تشكيلات بيمارستانى بسيار پيشرفتهء آن تجلّى مىكند . اين بيمارستانها شبكهاى بود از تشكيلات شهري با اعضاى بسيار كه خدمات بيشمارى را عرضه مىكرد وتسهيلات آموزشى نيز غالبا به آن ضميمه بود . در اينجا هم ابتكار عمل بهدست پزشكان بود وزمينه كار را ايشان مهيّا مىكردند . زاهد العلماء ، پزشك سدهء پنجم ق / يازدهم م حكايت مىكند كه چگونه حكمران خود را بر آن داشت تا به شكرانهء شفاى موفقيتآميز دخترش از مرضى سخت ، بيمارستانى بنا كند « 40 » . بيمارستانها تماما وابسته به موقوفات بود .
آنچه معمولا روى مىداد اين بود كه وجوه وقفى آغاز كار براي ادامه آن كافى نبوده ويا پس از مدت زمان كوتاهى حيف وميل مىشد . واين موجب به زوال كشانيدن فزاينده اين انديشه متعالي شد كه يك بيمارستان خوب چگونه بايد باشد . امّا هركجا حكومت
هامش
( 38 ) - قفطى ، همان كتاب ( شماره 9 ) ، صفحه 193 ، 194 ؛ ابن أبي اصيبعه ، همان كتاب ( شماره 6 ) ، جلد 1 ، صفحه 221 .
( 39 )F . Rosenthal , The Muslim Concept of Freedom ( Leiden : Brill , 1960 ) .( 40 ) - ابن أبي اصيبعه ، همان كتاب ( شماره 6 ) ، جلد 1 ، صفحه 253 . رساله زاهد - العلما درباره تاريخ بيمارستانها متأسفانه باقي نمانده است يا دستكم تا به حال در آثار أدبي ، به نسخه خطى اين اثر اشارهاى نشده است .