توجّه بسيار است . پس انتظار مىرود وجدان اجتماعي پزشكان از حدّ معمول فراتر رفته باشد . در اين مورد چه اطلاعاتى در دست داريم ؟
در منابع ، به موفقيتهاى مادي واجتماعي جلوه بيشترى دادهاند . چه بسا دربارهء اندك پزشكانى كه به رتبههاى بالاى اجتماعي دست يافتند ، جزئيات بيشترى بدانيم تا دربارهء آن تعداد كثيرى كه بدين پايه خوشاقبال نبودند . به ندرت به عبارتى صريح به اين مضمون برمىخوريم كه « طبيبى درحالىكه به وى پيشنهاد شده بود به خدمت بزرگى درآيد ، از قبول چنين منصبى عمدا سرباز زد » « 28 » . پاداش موفقيتهاى اجتماعي بسيار چشمگير بود . پزشكى ، أحيانا شغلى بود بىدرد سر وپرفايده . اگرچه تنها برخى پزشكان دربارى بختبلند آن پزشكى را داشتند كه در خدمت ملك عادل سلطان ايّوبى مصر بود . ملك عادل در سال 1218 م در 73 سالگى درگذشت وپزشك وى تقريبا صادقانه مدعى بود كه سألها از مواجب سلطاني بهرهمند بوده ولى سلطان تنها يكبار وبراي يك روز از وجود وى بهره برده است « 29 » . در شرايط عادى ، بيمارى به اندازهء استطاعت خويش حقّ طبابت مىپرداخت . كحّال برجستهاى ، به اين گمان كه بيمار وى توانايى پرداخت تمامى دستمزد را ندارد ، حاضر بود عمل آب مرواريد چشم وى را عملا بدون دريافت وجهي انجام دهد . ولى هنگامى كه پى برد بيمار در مورد وضع مالي خود به دروغ سوگند ياد كرده است ، از دست زدن به عمل جرّاحى سر باز زد « 30 » . اين مقفّع در مقدمه كتاب كليله ودمنه ، در باب برزويهء طبيب ، از قول حكيم إيراني چنين نقل مىكند كه علم طب را مىتوان به چهار منظور آموخت : تحصيل مال ، رفاه حال ، كسب
هامش
( 28 ) - ابن جلجل ، طبقات الأطباء والحكماء ، به تصحيح فؤاد سيد ( قاهره ، 1955 ) ، 104 . با اشاره به سعيد بن عبد الرحمن ابن عبد ربه ، برادرزادهء أديب معروف اسپانيا ابن عبد - ربه . ابن أبي اصيبعه ، از ابن جلجل در اثر خويش ( شماره 6 ) ياد كرده است . همان كتاب ، جلد 2 ، صفحه 44 .
( 29 ) - كلود كاهن ، همان كتاب ، ( شماره 15 پيشين ) ، جلد 3 .
( 30 ) - ابن جلجل ، همان كتاب ( شماره 27 ) ، صفحه 81 و 82 ؛ ابن أبي اصيبعه نيز در اثر خود ( شماره 6 ) از اين حكايت ياد كرده است .