آنست كه كل وجزء آن در نام وتعريف مشترك است مانند « گوشت » كه پارهء كوچك وهمهء آن بنام گوشت خوانده مىشود وهر دو محدود به يك حدّ ( - تعريف ) مىگردند .
العقل 90 / 6
عقل از چيزهاى مشترك است كه دلالت بر معاني گوناگون مىكند .
العقل الإنسانى 90 / 9 « 1 »
عقل انساني همان است كه با آن فكر وسنجش وامتياز چيزها از يكديگر انجام مىگيرد وآن را قوّهء نطقيّه نيز خوانند .
العقل بالفعل 90 / 14 « 2 »
عقل بالفعل مانند عقلي كه در فيلسوف است زيرا آن عقل در أو از قوّه وامكان به حدّ كمال رسيده است .
العقل بالقوّة 90 / 12
عقل بالقوّة مانند عقلي كه در كودك است كه هنوز تكميل نشده ولى در قوّت وامكان آن هست كه تكميل گردد .
هامش
( 1 ) عقل انساني عقلي است كه در آدمي بالطبع در آغاز هستىاش پيدا مىشود وآن هيأتى است در مادة كه آمادگى براي دريافت رسوم معقولات مىآورد . آراء أهل المدينة الفاضلة ص 198
( 2 ) وقتي است كه آدمي تعقل مىكند وداراى ملكه تعقل است وبا نيروى خود توانائى درك معقولات را دارد همچون كساني كه در آنان ملكه صنعتهاست كه اعمال آنها را خودبخود انجام مىدهند . مقالة الإسكندر الافروديسى في العقل . مجلهء دانشگاه قديس يوسف ، سال 1956 م . ص 184