الصّافن 117 / 5
رگى است كه در ساق قرار دارد نزديك كعب در جانب انسى ( - درونى ) .
الصّالب 133 / 18
همان تب مطبقه است .
الصّحّة 117 / 13
عبارتست از يكى از حالهاى بدن كه با آن افعال جارى بر مجراى طبيعي خود انجام مىگيرد مانند صحّت چشم كه با آن عمل ديدن به طبيعي انجام مىگيرد .
الصّداع 121 / 16 « 1 »
درد سر .
الصّدر 113 / 11
سينه مشتمل است بر پهلو وخرزها ( - مهرهها ) ى آنها وريه وقلب وپوششى كه در باطن پهلوهاست وعضلانى كه ميان آنهاست وعضلاتى كه بيرون آنهاست وپوششى كه بدن را به دو نيم تقسيم مىكند وپردهاى كه فاصله ميان فضاى سينه بدن است .
الصّديد 109 / 18
قسمت چربى خون را گويند كه وقتي بسته شود پيه از آن به وجود مىآيد :
الصّرع 122 / 5 « 2 »
آنست كه آدمي بر زمين بيفتد وبخود به پيچد ومضطرب گردد وعقلش را از دست
هامش
( 1 ) درد سر يا بنفس خويش بيمارى بود يا عرض بود از بيمارى ديگر . هدايه ص 218
( 2 ) صرع تشنجى بود بهمه تن . هدايه ص 249 . صرع مخصوص كودكان است از اين روى آن را مرض صبياني ( - بيمارى كودكان ) گويند . حاوي ج 1 ص 125