البحران 171 / 10 « 1 »
تغيير وديگرگونى سريعى است كه در حال بيمار پيدا مىشود كه در آن يا به حال بهتر ويا به حال بدتر گرايش پيدا مىكند . واين ديگرگونى بيشتر در بيمارىهاى سختى كه زيانآور طبع است پيدا مىشود .
البدن 107 / 10
بدن جسمي است طبيعي وآلى ( ابزارى ) كه محدود به چيزى خاص است واز غير خود جدايى كامل دارد .
البراز 167 / 3
كناية از ثفل ( تفاله ، تهنشين ) غذا است كه آن را غايط گويند .
البرهان 84 / 12
برهان را دو استعمال است به معنى عام وبه معنى خاص وهريك نوعي از قياس را تشكيل مىدهد قياس .
البطن 116 / 16
تجويف از ترقوه ( چنبر گردن ) تا استخوان خاصره است .
البطن 113 / 15
شكم كه مشتمل است بر معده وكبد وطحال وأمعاء ودو كليه ومثانه وآلتهاى تناسلى ( نره مرد وشرم پيشين زن ) .
هامش
( 1 ) - بحران در زبان سريانى « داورى ميان دو دشمن » است زيرا آنان « طبيعت » و « بيمارى » را به دو دشمن كه نزد قاضى مىآيند تشبيه كردهاند كه هركدام مىترسد كه حكم قاضى به زيان أو بينجامد . الروضة الطبية ص 60