همچنانكه برگهاى درختان در زمستان مىريزند ، ويا از تخلخل مسامى است كه در سر وروى است .
أنحاء التّعليم 82 / 6 « 1 »
انحاء تعليم وروشهاى آموزش يعنى روشهايى كه با آن تعليم وتعلّم صورت مىپذيرد چهار است : قسمت يا تقسيم ، تحليل ، حدّ ، برهان .
اندروقس 162 / 9
استسقا را گويند .
الانفعال 90 / 4
انفعال پذيرفتن اثر از چيزى است مانند سوخته شدن هيزم از آتش وتراشيده شدن چوب بوسيلهء نجّار .
أوقات المرض 169 / 1
بيمارى را چهار وقت است : وقت ابتدأ كه در آن بدن شروع به تكسّر ( شكسته شدن ) مىكند . وقت تزيّد ( افزونى گرفتن ) كه در آن بيمارى فزونى مىيابد وبه غايت خود نمىرسد ، وقت انتها كه بيمارى در آن به نهايت نيروى خود مىرسد . وقت انحطاط كه بيمارى در آن رو به كاستى مىنهد .
انقيالوس 163 / 1
تبى است كه بيمار در باطن احساس سرما ودر ظاهر احساس گرما مىكند .
هامش
( 1 ) - علي بن عباس مجوسي مىگويد نحوههاى آموزش وروشهاى تعليم ابن فن پنج است :
روش تحليل بالعكس ، روش تركيب ، روش تحليل حد ، روش رسم ، روش قسمت . كامل الصناعة ج 1 ص 10 . سعد الدين تفتازانى پس از ذكر انحاء چهارگانهء تعليم مىگويد : « اينها به مقاصد شبيهترند تا به مقدمات » . تهذيب المنطق ، حاشيهء ملا عبد اللّه يزدى ص 127