هست كه بايد از روى اين نسخهها نوشته شده باشد .
سزگين ( 3 : 59 - 60 ) از ترجمهء فارسي اين دفتر از علي بن شريف حسينى نسخهء 2147 كتابخانهء احمد ثالث در استانبول نوشتهء 867 ياد مىكند كه از ترجمهء مهران است ( قرطاى 270 فارسي و 7191 عربى ) .
غياث الدين محمد رضوى از روى ترجمهء دوم كه مهران كرده است براي شاه عباس آن را به فارسي برگرداند وآنهم تصوير دارد . نسخهاى از آن نوشته 1054 در كتابخانهء چستر ( 3 : 44 ش 273 ) هست ونسخهء ديگر آن را من در بنياد خاورشناسى لنينگراد ديدهام ( 143
( Cl
كه در 1068 نوشته شده ومصور است وبه درخواست من فيلمى از آن براي كتابخانهء مركزى خواسته شده ودر آنجا نگاه دارى مىشود ( فهرست فيلمها 3 :
44 ف 4313 ) من در نشريهء كتابخانهء مركزى دانشگاه ( 8 : 37 ) ودر نامهء آستان قدس ( 37 : 160 - 163 ) دربارهء اين نسخه كه پيشها از آن محمد ولى ميرزاى قاجار بوده وخاورشناسى روسى آن را به لنينگراد برده است گفتگو داشتهام .
اين بود نمونهاى از نگارشهاى دانشمندان ايرانشهر كه از برنامهء دانشگاه جندي شاهپور بهره برده واز پزشكى آگاه بوداند . در سرچشمههايى كه برشمردم مىتوان به اين برنامه پى برد واز نگارشهاى اين دانشمندان نيز مىتوان درآورد كه چگونه پزشكى مىآموختند واز روى چه نوشتههايى دفترهاى خود را نگارش مىدادند ، اين نيز خود بررسى جداگانهاى مىخواهد .
روزگارانى كه بر دانش پزشكى در إيران شهر پس از آشكار شدن دستگاه خلافت أموي وعباسى گذشته است مىتوان چنين ياد نمود :
1 - روزگار حنين بن إسحاق عبادي ( 194 - 260 ) كه روزگار ترجمه است از از پهلوى وهندى ويوناني وسريانى ودربارهء آن سخن بسيار است ( فهرست سامى حمارنه 58 - سزگين 4 : 247 ) .
2 - روزگار رازي پزشك فيلسوف إيراني كه نگارشهاى أو تا ديرگاهى خوانده