تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه ورام ( آداب و اخلاق در اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 519

مساهمون:

ص٥١٩
دفن شد . پس كجاست آنچه را كه از طبّ او توصيف مىكردند و كاردانى او در آب ، آن همه درك و بينش او ؟ زنهار ! آن كه از خود نتواند دفاع كند هرگز از ديگرى نمىتواند خطرى را دفع كند ( 8 ) ؟ و بر سر قبرى اين نوشته را ديدم : اى مردم من هم آرزويى داشتم امّا اجل دست مرا از آن كوتاه كرد . من تنها نيستم كه امروز تنها به سر مىبرم همه به چنين جايى منتقل مىشوند . پس بايد از خداى بزرگ بترسد آن كه خداوند بر او امكان انجام كارى را داده است . ( 9 ) اشعارى كه بر سر قبرها نوشته شده است از آنرو است كه ساكنان آن قبور پيش از مرگ از عبرت و پندگيرى كوتاهى كرده‌اند . و بيدار آن كسى است كه به قبر ديگران نگاه كند و جاى خود را ، پشت سر آنها ببيند و بداند كه دير يا زود به آنها خواهد پيوست ، و بايد بداند كه اگر او يك روز از ايّام زندگيش را بر آنها عرضه كند كه خود بيهوده تلف كرده است ، هر آينه آن يك روز براى ايشان از تمام هستى دنيا پرارزشتر خواهد بود ، چون ايشان ارزش عمل را مىدانند و حقيقت كارها بر آنها فاش شده است ، آنها حسرت يك روز عمر را مىبرند كه كوتاهى و كمبود خود را جبران كنند و خود را از مجازات و كيفر نجات بخشند ، و مقام خود را بالا ببرند و اجر خود را بيشتر كنند ؛ آنها پس از گسستن رشتهء عمر قدر و قيمت عمر را مىدانند و حسرت آنها براى ساعتى از عمر است در حالى كه تو آن ساعت را در اختيار دارى و شايد تو ساعتها در اختيار دارى كه آنها را بيهوده تلف مىكنى ، پس توجه كن اگر بهره‌گيرى نكنى از ساعتهاى عمرت با اقدام به كار نيك - پس از بيرون شدن اختيار كار از دستت - حسرت مداوم براى تلف