واى بر عمل ! يكى از بزرگان بارها مىگفت : هر كس زياد به ياد مرگ باشد آنجا را باغى از باغهاى بهشت خواهد يافت ، و هر كس از ياد مرگ غافل باشد آن را گودالى از آتش دوزخ خواهد ديد .
يكى از بزرگان گودالى به صورت قبر در خانهاش كنده بود ، و هر گاه در دل خود قساوتى مىديد وارد آنجا مىشد و مىخوابيد و مقدارى درنگ مىكرد و مىگفت : « بار خدايا مرا بازگردان تا شايد كار نيكى در آنچه واگذاشتم انجام دهم ( 5 ) » و بعد با خود مىگفت : فلانى حال تو را باز گرداندند ، پس كار نيك كن ! ديگرى مىگفت : زمين از آن كسى كه جاى خوابش را آماده مىكند و بسترش را درست مىكند ، در شگفت است و مىگويد : فرزند آدم ! آيا گرفتارى طولانى خود را به خاطر نمىآورى و ميان من و تو چندان فاصلهاى نيست ؟ ! عمر بن عبد العزيز به قبرستان مىرفت ، و وقتى كه چشمش به قبرها مىافتاد مىگريست ! و بعد مىگفت : اينها قبرهاى پدرانم بنى اميه است گويى آنها در لذتها و خوشيهاى خود مردم را شركت ندادهاند ، آيا نمىبينى كه آنها مبتلايند ، بدبختيها ايشان را فراگرفته و مصيبت آنان سخت دشوار است و حشرات به بدنشان حملهورند ، آنگاه مىگريست .
ديدم بر سنگ گورى نوشتهاند :
قبرها در عين خاموشى با تو به آرامى سخن مىگويند ساكنان قبور نيز در زير خاك خاموشند ! اى كسى كه دنيا را - بدون بهرهگيرى - جمع مىكنى براى چه كسى جمع مىكنى ، در حالى كه خود مىميرى ( 6 ) ! بر سر قبر طبيبى ديدم نوشتهاند :
من همان را گفتم كه ديگرى به من گفت : نعمان ( 7 ) نيز سرانجام زير خاك
مجموعه ورام ( آداب و اخلاق در اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 518
مساهمون: ورام بن أبي فراس المالكي الاشتري
ص٥١٨