سخن عارفان كنار جنازهها و در گورستان
بدان كه جنازه ، وسيلهء عبرتى براى اهل بينش است ، و باعث هشدار و يادآورى است ، امّا اهل غفلت با ديدن آنها ، جز بر قساوت قلبشان چيزى افزوده نشود ! زيرا آنان گمان مىبرند كه هميشه ناظر جنازهء ديگرانند و گمان نمىكنند كه خود نيز ناگزير به صورت جنازهها حمل مىشوند ، و يا اين را قبول دارند ، امّا آن را نزديك نمىدانند ، و فكر نمىكنند كه همهء اينهايى كه روى جنازهها حمل مىشوند اين چنين تصورى داشتند و تمام تصور آنها باطل درآمد ، و خيلى زود روزگارشان سرآمد ، پس سزاوار نيست كه بندهاى بر جنازهاى نگاه كند مگر اينكه خود را بجاى آن ببيند ، و ديرى نخواهد پاييد كه مانند آن جنازه حمل مىشود ، و شايد رفتنش فردا يا پس فردا باشد ! آوردهاند كه بزرگى هر گاه جنازهاى را مىديد ، مىگفت : برويد كه من در پى شما خواهم آمد ! و يكى از بزرگان وقتى جنازهاى را مىديد ، مىگفت : شما بامدادان برويد كه ما شامگاه خواهيم رسيد ، رفتن شما پندى رساست و ما در غفلتى زشت و ناپسنديم ، پيشين مىرود و پسين در بىخردى و نادانى است .
شايسته است آن كه جنازهاى را مىبيند ، با خود چيزى نگويد جز آن كه با او نيز چنين رفتارى خواهد شد و سرانجامش اين است ! و امروز ما مردمى را كه در تشييع جنازهها حاضر مىشوند ، جز در حال خنده و بيهودگى نمىبينيم ، و