پيامبر ( ص ) اطلاع داده و ياد آور شده است كه خودخواهى و غرور ، در آخر الزّمان بر اين امّت چيره خواهد شد ( 21 ) ، و از جمله خبر داده است : مردم در زمانهاى نخستين ، مواظب عبادات بوده و آنچه بايد انجام دهند ، انجام مىدادند و دلهايشان بيمناك و تمام شب و روز در طاعت خدا بودند ، در تقوا و پرهيز از شهوات ، پافشارى داشتند و در خلوتها به حال خود مىگريستند ، امّا اكنون ، مردم را در امن و امان و شاد و مطمئن مىبينيد ، بدون هيچ گونه ترسى بر خويشتن ، با اين كه سخت دچار گناهانند و غرق دنيا و دور از خدا مىباشند ، گمان مىبرند كه آنها به لطف و كرم خدا و عفو و مغفرت او اميدوارند گويى كه آنها از لطف و كرم چيزى را درك كردهاند كه پيامبران ، اوليا و پيشينيان صالح درك نكرده بودند و گويى كه با آرزو مىشود به اينها رسيد و با هواى نفس قابل دريافت است ، پس گريه آنان و بيم و اندوهشان براى چه بوده است ؟ ! رسول خدا فرموده است : زمانى بر مردم بيايد كه قرآن در دلهاى مردم كهنه شود همان طورى كه جامهها بر بدنها كهنه شود ، در صورتى كه تمام قرآن از آغاز تا انجامش ، هشدار و بيم دادن است و هيچ انديشمندى در آن نينديشد مگر اينكه غمش بيشتر و ترسش افزونتر شود ( 22 ) ، خداى متعال فرمايد : « . . . آن از براى كسى است كه از مقام من بيمناك و از وعدهء عذابم بترسد . » در صورتى كه مردم قرآن را روان و با سرعت مىخوانند و مخارج حروف رعايت كنند ، و رفع ، جر و نصب آن را دقّت كنند ، گويى شعرى از اشعار عرب را مىخوانند ، و هيچ توجّهى به معانى آن و عمل به محتواى آن نكنند ، و آيا در جهان بالاتر از اين غرور و فريبى وجود دارد ؟ بعضى از مردم گمان مىبرند كه طاعتشان بيشتر از گناهشان است زيرا آنها محاسبهء نفس نكرده و در صدد ترك گناهان بر نمىآيند و اگر طاعتى دارند آن را حفظ كرده و مورد توجه قرار مىدهند ، مثل اين كه به زبان استغفار ، يا صد بار در هر روز تسبيح مىگويند ، بعد به غيبت مسلمانان پرداخته و آبروى آنها را مىبرند ، و در تمام روز بىحساب و بىشمار سخن خلاف رضاى خدا مىگويد ، و
مجموعه ورام ( آداب و اخلاق در اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 401
مساهمون: ورام بن أبي فراس المالكي الاشتري
ص٤٠١