تهذيب اخلاق
شايسته است انسان اخلاق خود را پاكيزه كند ، و همچون مريضى كه بايد بدن و سلامتى خود را حفظ كند ، او نيز اخلاقش را حفظ كند ، و هيچ چيزى را نمىشود معالجه كرد ، مگر با ضد آن چيز ، معالجه گرمى به سردى ، و سردى به گرمى ، و خشكى به رطوبت و رطوبت ، به خشكى است ، همين طور ، بيماريهاى اخلاقى ؛ بيمارى نادانى را به دانش ، و بيمارى بخل را با سخاوت ، و بيمارى خود - خواهى را با تواضع ، و بيمارى حرص را به خوددارى از خواستههاى شهوانى با زحمت مىتوان معالجه كرد ، و همان طورى كه ناگزير بايد تلخى دارو و سختى پرهيز را از آنچه ميل آدمى مىكشد ، در معالجه بيمارى بدن ، تحمل كرد ، همچنين بايد تلخى مجاهدهء با نفس را در مورد پايدارى بر عبادت - براى معالجه بيمارى قلب - تحمل كرد ، بلكه در اينجا سزاوارتر است ، زيرا انسان از بيمارى بدن با مرگ خلاص مىشود اما بيمارى دل ، - پناه به خدا - عذابى است ، پس از مردن ، براى هميشه ادامه دارد ، و اصل تهذيب نفس عبارت از اين است كه انسان از معايب خود آگاه شود ، و هر كس بصيرتش كامل باشد ، عيبهايش را سبك نمىشمارد ، و هنگامى كه معايب را شناخت ، نجات و خلاصى از آنها امكان پذير مىشود . اما بيشتر مردم نسبت به معايب اخلاقى خود ناآگاهند با اينكه گردى را در چشم ديگران مىبينند ، امّا يك ساق درختى را در چشم خود نمىبينند ! پس هر كس مىخواهد بر عيب خود آگاه شود ، بايد دوستى را بجويد كه