تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه ورام ( آداب و اخلاق در اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
چنين كسى داستان مردى است كه در قرآن آمده است : « . . . از بارهاى گناه آنان كه گمراه مىكنند ايشان را بدون علم و آگاهى ، آگاه باشيد كه آنان بد بارى را حمل مىكنند . » ( 93 ) حضرت عيسى ( ع ) مىگويد : چگونه مىتواند از اهل علم به حساب آيد آن كسى كه او را به آخرت دعوت مىكنند ، ولى او رو به دنياست ، و به آنچه برايش زيان بخش است بيشتر دلبستگى دارد تا به آنچه سودمند است . يكى از بزرگان مىگويد : دو دسته عالم داريم : يك دسته ، عالم دنيا و دسته ديگر ، عالم آخرت ، اما عالم دنيا ، علمش ، همه جا زبان زد است و عالم آخرت ، علمش پوشيده از ديگران است ، شما از عالم ، آخرت پيروى كنيد . بدترين عالمان كسانى هستند كه با پادشاهان همنشينند ، و بهترين شاهان كسانى هستند كه با عالمان مجالست دارند . لقمان ( ع ) مىفرمايد : با دانشمندان مجالست كن ، و يا با زانو زدن در محضرشان ، مزاحم آنان باش ! زيرا خداوند دلها را به نور حكمت زنده مىكند ، چنان كه بارانهاى تند زمين را زنده مىكند . ابن مسعود وقتى كه طالبان علم را مىديد ، مىگفت : آفرين بر شما ! چشمه‌ساران حكمت ، و چراغهاى تاريكى ، لباسها ژنده ، اما دلها تازه ، گلهاى خوشبوى هر قبيله . همو گفته است : خداوند اين قرآن را نازل كرده است تا در آن بينديشيد ، و بدان عمل كنيد ، امّا گروهى خواندنش را به جاى عمل گرفته‌اند ، مثلا مردى مىگويد من قرآن را از اول تا آخر - بدون اينكه يك حرف بيندازم - تلاوت كردم ، و حال اينكه به خدا سوگند كه او همه قرآن را انداخته است ! عيسى ( ع ) براى حواريّون غذايى فراهم كرد ، و پس از آنكه آنان غذا را خوردند ، حضرت عيسى ( ع ) خود دست آنها را شست ، عرض كردند : اى روح خدا ما خود سزاوارتر از شما بر اين كار بوديم ، فرمود : من اين كار را كردم تا شما هم