مردى از پيامبر خدا ( ص ) پرسيد : بالاترين اعمال چيست ؟ فرمود : « يقين به خدا و بينش در دين خدا . » و اينها را تكرار كرد . عرض كرد يا رسول الله ! من از عمل مىپرسم ، شما از علم پاسخ مىدهيد ؟ فرمود : « علم با عمل كم سودمند است ، اما جهل با عمل فراوان بىفايده است . » ( 92 ) عيسى ( ع ) فرمود : هر كس عالم باشد و عمل كند و به ديگران هم تعليم دهد ، در ملكوت آسمانها بسيار با عظمت ياد مىشود .
يكى از بزرگان مىگويد : هر گاه عالمى به علم خود عمل نكند موعظهاش در دلها نمىنشيند چنان كه قطرات باران روى سنگ صاف مىلغزد .
يكى ديگر مىگويد : مثل قاريان اين زمان ، مثل آن مردى است كه دامى بگسترد ، و گنجشكى در نزديكى دام بنشست و از دام پرسيد : چه كسى تو را در خاك پنهان كرده است ؟ دام جواب داد : فروتنى خودم ! پرسيد : پس چرا قدت خميده است ؟ گفت : بخاطر عبادت زياد . پرسيد : پس اين دانهها كه ريختهاند چيست ؟ جواب داد : براى افطار و روزه داران آماده كردهام . گفت : خوب همسايهاى هستى تو ! وقتى كه آفتاب غروب كرد ، گنجشك رفت دانهاى را بردارد ، دام گردنش را گرفت . گنجشك رو كرد به دام و گفت : اگر همه عابدان مثل تو ديگران را خفه مىكنند كه هيچ خيرى در عبادت نيست .
گفت : اى حاملان قرآن ! قرآن در دلهاى شما چه كاشته است ؟ زيرا قرآن بهار مؤمن است چنان كه سبزه بهار زمين است .
يكى از بزرگان مىگويد : فردى از شما همت مىكند ، قرآن مىخواند ، علم مىآموزد ، امّا وقتى كه عالم شد ، دنيا را مىگيرد ، به سينه مىچسباند ، بالاى سرش مىگذارد ! آنگاه سه كس كه شاهد حال چنين فردى هستند ؛ يكى زن ناتوان ، و بيابانى پابرهنه و يك فرد نادان ، مىگويند : اين شخص از ما به خدا عارفتر و داناتر است اگر در دنيا ذخيرهاى نمىديد اين كار را نمىكرد ، در نتيجه آنها نيز علاقمند به دنيا شده و شروع به گردآوردن مال دنيا مىكنند ، داستان
مجموعه ورام ( آداب و اخلاق در اسلام ) ( فارسى ) — صفحة 160
مساهمون: ورام بن أبي فراس المالكي الاشتري
ص١٦٠