آخرين درجات كمال عارفان محقق ربوبى مىباشد ، و ما هم به همين جا ،
هامش
- و از آن جمله اسمائىاند كه حكمشان تا ابد انقطاع نمىپذيرد - اگر چه در ازل الازال منقطع الحكماند - مانند اسماء حاكم بر آخرت ، چنان كه آيات بر جاودانگى آنها و احكامشان دلالت دارند ، ولى به حسب ظهور غير ازلىاند ، براى اينكه آغاز ظهور آنها از تمام شدن نشأهء دنيايى شروع مىشود .
و از آن جمله اسمائى هستند كه ازلا حكمشان منقطع است و ابدا هم اثرشان متناهى است ، مانند اسمائى كه حاكم بر آنچه داخل در دايرهء زمان نيستند و حاكم بر نشأهء دنيايى هستند ، زيرا آنها به حسب ظهور نه ازلىاند و نه ابدى ، اگر چه نتايج آنها به حسب آخرت ابدى است ، و آنچه كه احكامش انقطاع مىپذيرد ، يا مطلقا انقطاع مىپذيرد و حاكم بر او ، در غيب مطلق الهى وارد مىشود - مانند حاكم بر نشأهء دنيايى - و يا اين كه تحت حكم اسمى كه دايره و احاطهاش از او تمامتر است - در هنگام ظهور دولتش - مختفى و پنهان مىگردد ، براى اين كه اسماء را به حسب ظهورات و ظهور احكامشان نوبتهايى است ، و هر شريعتى نيز اسمى از اسماء دارد كه به بقاء و نوبت و دولت آن اسم و به دوام سلطنت و غلبهء آن اسم باقى مىماند و پس از زايل شدن آن شريعت ، نسخ مىگردد ، و همين طور تجليات صفاتى كه هنگام ظهور صفتى از آن صفات ، احكام غير آن صفات در تحت آن صفت پنهان و مخفى مىماند .
و هر يك از اقسام اسمائى درخواست مظهرى را دارد كه احكامش را ظاهر سازد و آن ( مظهر ) اعياناند ، پس اگر قابل ظهور تمام احكام اسمائى - مانند اعيان انسانى - باشد ، در هر لحظه مظهرى براى شأنى از شئون آن است ، و اگر قابل ظهور تمام احكام اسمائى نباشد ، اختصاص به برخى از اسماء - غير بقيه - مانند اعيان فرشتگان دارد ، و دوام اعيان در خارج و عدم دوام آنها - در دنيا و آخرت - بازگشت به دول و نوبتهاى اسمائى و عدم دوام آنها دارد .
در اينجا مبحث اسماء حق تعالى و اعيان ثابته را كه ملتقط از مقدمهء شرح فصوص الحكم قيصرى و مستطرد در مقدمهء ترجمهء مصباح الانس حمزه فنارى كه شرح مفتاح الغيب قونوى - قدس الله اسرارهم - است ، آورده و به اين بحث ارزشمند و تعليقات اين كتاب ارجمند پايان مىبخشيم :
حق تعالى با جوهر هر موجودى به اعتبار اسمى كه به آن موجود حاكم است ارتباط دارد و منشأ تجلى اين اسم همان درخواست و اقتضا و طلب عين ثابت ممكن است كه به زبان حال و استعداد ، خدا را به آن مىخواند ، لذا خداوند هم خواستهء او را اجابت مىنمايد ؛ به همين دليل محال است ممكنى در كتم عدم پنهان بماند و ظاهر نگردد ، و نيز اگر خوانندهاى براى رسيدن به كمالات ثانوى با اسمى كه تناسب با خواسته او دارد خدا را بخواند ، دعايش مستجاب مىگردد ، چون فرموده :ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ؛ فيض الهى به مقدار قابل است ، و استعداد و قابليت هم جز آنچه را كه مقتضى اسمى كه بر آن تجلى مىكند طلب نمىكند ، حق تعالى در مقام تجلى به اين اسم حاجت و مراد خواننده را برآورده مىكند ، شيخ شبستر گويد :ز حق با هر يكى حظّى و قسمى است * معاد و مبدأ هر يك ز اسمى استاز آن اسمند موجودات قائم * بدان اسمند در تسبيح دايمبه مبدأ هر يكى زان مصدرى شد * به وقت بازگشتن چون درى شداز آن در كامد اوّل هم بدر شد * اگر چه در معاش او دربدر شد-