تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 35

مساهمون:

ص٣٥
بتدبير كارها را با آلب ارسلان ميراند نظام الملك از يگانه بودن عميد الملك در تدبير كارها حسد برد و زمانى در گرفتن و بند كردن او انديشه مىكرد . چون ماه محرم سال 459 دررسيد عميد الملك به جهت انس و پوزش نظام الملك را ملاقات كرد و مقابل وى دستمالى كه در آن پانصد دينار بود بنهاد . هنگامى كه عميد الملك از درگاه باز مىگشت بيشتر سپاه با او حركت كردند . آلب ارسلان از پايان اين كار بيمناك شد پس به گرفتن وى فرمان داد و او را بمرورود فرستاد . عميد الملك يك سال در حبس و بند باقى ماند سپس سلطان دو غلام را بجانب او فرستاد . غلامان بر وى وارد شدند در حالى كه وى تبدار بود . و آگاهش كردند كه كشتن او كارى قطعى است . او را مهلت دادند كه غسل كند و وضو بسازد و توبه كند . او براى بدرود با خانواده‌اش به خانه شد و به مسجد رفت و دو ركعت نماز گزارد و خود را تسليم سرنوشت غيرقابل تغيير نمود . از غلامان خشونت ديد و او را با شمشير زدند سپس سرش را گرفته براى سلطان كه در كرمان بود بردند . اما بدن عميد الملك در پارچهء بقچه‌اى كه برد پيامبر در آن پيچيده شده بود و وى از خليفه القائم آن را به هديه گرفته بود پيچيده شد . نيز پيراهنى ديبقى از پوششهاى مخصوص القائم خليفه در تكفين عميد الملك به كار رفت و در مقبره پدرش در كندر به خاك سپرده شد . مدت وزارت عميد الملك هشت سال و چند ماه بود . همواره آثار و مقام عميد الملك ديده مىشود و بر زبانها خواهد گرديد . عمر وى چهل و چند سال بود نيكوئى - هائى برتر از ديگران داشت و اخلاقش نيكو بود ولى به علت مانع بىباكى و بىاعتنائى به مردم و نهايت تكبر تدبيرى بد داشت كه ديگران را سبك مىگرفت . دست بلندش از دلجوئى مردم سخت‌دل كوتاه شد و نتوانست حوادث خشن و سرسخت را نرم كند . مؤلف گفت : موفقيت در امور به خانواده و نجابت و تربيت و دانش