اين مسافت را دو روز درنورديد از ترس تشويش و اضطراب كشور و غمى كه درحال نمو مىنمود . عميد الملك به رى رسيد در حالى كه طغرل هنوز دفن نشده بود . عهدهدار دفن او شد و آرامش مردم و امنيت را فراهم كرد .
غلامان را از پاره كردن لباس باز داشت . هرچه مال داشت حتى چارپايان خود را به سپاهيان بخشيد . سليمان بن داود برادرزاده طغرل را كه مادر وى نزد طغرل بود بتخت نشاند . زيرا سلطان خود به جانشينى وى تصريح و وصيت كرده بود . كار را مستقيم كرد و به سليمان واگذار نمود . پس شهرها آرامش يافت و راهها از آفت ايمن شد .
بيان اخلاق طغرل كه خدايش بيامرزاد
مؤلف گفت : طغرل مردى بخشنده ، بردبار ، ديندار بود . بر نماز جماعت و روزه گرفتن در دو روز دوشنبه و پنجشنبه مواظبت داشت . لباس - هاى خشن مىپوشيد . در روزگار امارت وى كشور به گلستان مىمانست .
كشتن و خون ريختن را دوست نداشت و به آن فرمان نمىداد . پرده حرمتى را پاره نمىكرد . بسيار شكيبا و پسنديده كار بود . دانشمندترين قاضيان - ماوردى - كه خود برسولى از جانب خليفه القائم در سال 433 نزد طغرل رفته بود . ازو حكايت كرد . نامهئى بخليفه نوشته بودم مشتمل بر طعن و بدگوئى نسبت به طغرل . درين نامه خوبيهاى وى را پنهان كرده و بديهايش را بزرگ جلوه داده بودم . اين نامه از غلام من گم شد و به طغرل رسيد . بر مضمون نامه آگاه شد . پس آن را بست و چشمپوشى كرد . در احترام من تغييرى نداد و همانطور شيوه احترام را رعايت مىكرد . نيز گفت : برخى از خواص خدمتكاران طغرل نهانى نامه به امير ابو كاليجار نوشته بود و او را بر بعضى اسرار طغرل