تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 34

مساهمون:

ص٣٤

بيان به تخت نشستن سلطان عضد الدوله آلب ارسلان ابو شجاع محمد بن داود بن ميكائيل

مؤلف گفت : داود پدر آلب ارسلان در سال 450 در بلخ مرد و آلب ارسلان به‌جايش نشست . هنگامى كه بنام سليمان برادر وى در رى - پس از وفات طغرل - خطبه خواندند . ارسعن واردم . به شهر قزوين رفتند و بنام آلب ارسلان خطبه خواندند . خبر اين كار به عميد الملك رسيد . سپس وى آئين خطبه را در رى نخست بنام آلب ارسلان و سپس سليمان برپا داشت . عضد الدوله آلب ارسلان از نيشابور رو به رى آورد . زمينهاى سخت و سست را چون شيرى خشمناك درنورديد و بيامد . او چون دريائى متلاطم حركت مىكرد . پسرعم آلب ارسلان - قتلمش - فرزند اسرائيل در گرد كوه بود و طمع در سلطنت بست . او ندانست كه اينطمع او را در گرداب هلاك غرق خواهد كرد . با جمعيتى كه داشت به مخالفت با آلب ارسلان برخاست . مقابله و مقاتله كردند . جنگ به كشته شدن قتلمش پايان يافت و مرگ او بر اثر سرسم رفتن اسب و افتادن وى بر زمين اتفاق افتاد . آلب ارسلان از تركمانان جماعت زيادى را كشت و از اموال آنان غنيمتهاى زيادى را صاحب شد ، سپس آلب ارسلان دركشيد تا به خوار ورامين - نزديك رى - رسيد با سپاهى فاتح و كوششى آشكار ، در صحبت آلب ارسلان وزيرش نظام الملك ابو على حسن بن على بن اسحاق طوسى بود . عميد الملك درحالى كه خدمتكاران و غلامان عربى و عجمى وى او را احاطه كرده بودند با طبل و درفش به استقبال آلب ارسلان رفت سپس ويرا بر تخت نشاند . به عادتى كه عميد الملك داشت
تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 34 | فتح بن على بندارى اصفهانى / محمد حسين جليلى