صاحب غزنه سلطان بهرامشاه غزنوى در پيمان با سنجر عهدشكنى كرد و تعهد خود را نكول ساخت . سنجر براى بار دوم متوجه شهر غزنه شد و لجامهاى اسبهاى سپاه را به آن جانب بگرداند . سنجر به جانب غزنه حركت كرد اما هنگامى كه به بست رسيد رفتن را مشكل ديد هم بارندگى و گلولاى در راه بود و هم تهيه علوفه چارپايان سخت شد . كاه كميابتر و گرامىتر از طلا بود . سختى از سر حد شكيبائى گذشت ولى سنجر اعتناء به وضع موجود نكرد و جسارت ورزيد بهطورى كه بهرامشاه از ترس متحير گرديد . نزديكى سنجر بهرامشاه را تا لاهور دور كرد .
با خشم سنجر به غزنه وارد شد و پياله حوادث را به گردش درآورد جانها و مالها گرفت و محلهها و بازارها را يغما كرد . چون زمستان تمام شد كارهاى غزنه را مرتب ساخت و به خراسان بازگشت .
چون سلطان محمد برادر سنجر در سال 511 در عراق بمرد فرزندش محمود به سلطنت نشست و سنجر ناگزير به عراق توجه كرد و واقعهاى كه پيشتر ذكر كرديم و بد و خوبش را شرح داديم روى داد . سنجر به خراسان بازگشت و به نام او در عراق ايران و عراق عرب و شام و موصل و ديار بكر و ديار ربيعه و مكه و مدينه خطبه مىخواندند و در شرق و غرب عالم به نام وى سكه مىزدند .
سنجر ملقب شد به سلطان اعظم معز الدنيا و الدين و فرزند برادر را يعنى سلطان محمود را به حكومت و ولايتعهدى در عراق منصوب كرد .
سنجر محمود را به مغيث الدنيا و الدين لقب داد . آمدن سنجر را دو مرتبه در روزگار سلطان محمود به عراق و دو بار در ايام طغرل و مسعود ذكر كردهايم . در زمان سلطان مسعود سنجر از رى تجاوز نكرد .
تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 318
مساهمون: فتح بن على بندارى اصفهانى
ص٣١٨