درحالىكه جماعت زيادى از تركمان اطرافش جمع شده بودند . در محلى كه به آن كورشنبه گفتهاند با برادرش سلطان محمد پيكار كرد و شكست خورد . تندى و تيزى او به كندى گرائيد و شكسته شد . با پنجاه سوار به اسفرائين سپس به نشابور رفت . از اميران كمك خواست و در كارها به كوشش ايستاد . بزرگان و ناموران شهر نشابور را توقيف كرد و به اركان شهر و دانشمندان دشنام داد .
فخر الاسلام ابو القاسم بن امام ابو المعالى جوينى در زنجير بركيارق وفات يافت .
سلطان سنجر با مردم اطرافش درين هنگام در بلخ بود . امير كندكز و امير ارغش با سنجر بودند . بر شهرهاى بزرگ خراسان مردى كه به وى حبشى بن آلتونتاق مىگفتند مسلط بود و با سرپيچى و طغيان بر خلاف ديگران مىگذراند و در دامغان اقامت داشت . نه تنها خراسان بلكه اكثر شهرهاى طبرستان و جرجان را قبضه كرده بود . قلعه گردكوه و قلعه گيان اسماعيلى آن با حبشى همراه بودند و به انواع به مردم بدىها مىرساندند .
سنجر با اميران ارغش و كندكز به جنگ حبشى رفت و بيستهزار سپاهى همراه داشت . با حبشى پنج هزار سوار از اسماعيليان پيروان اسماعيل كلكى صاحب طبس بود . قلبهاى سپاه سنجرى به آمدن سلطان بركيارق محكم شد و چون شيران حمله كردند و مانند ابرها ظاهر شدند . كوهها به كوهها برخوردند . شمشيرها كه دختران غلافها هستند به نكاح فرقها و سرهاى جنگجويان درآمدند ابتدا شكست بر سنجريان بود ولى كار به نفع و فتح آنان تمام شد و كشتن و پيكار اسماعيليان را حلال شمردند . حبشى در حال فرار در برخى قريهها افتاد سپس گرفتار شد درحالىكه بسيار زخمدار بود .
حبشى را به حضور اميران ارغش و كندكز بردند و او را زنجير
تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 312
مساهمون: فتح بن على بندارى اصفهانى
ص٣١٢