موصل برد .
سليمان را در بند افكند و از رنج و تكاپو آسودهاش ساخت و هر بازى و كارى را كه دوست داشت براى وى آماده كرد . اين واقعه در ماه شعبان سال 551 رخ داد .
بيان ملحق شدن شاهزاده جغرى شاه بن محمود به برادرش سلطان محمد
مؤلف كه خدايش بيامرزاد گفت : شاهزاده جغرى شاه با اتابك اياز در آذربايجان بود . خاطر اميران ايلدگز و ارسلان آبه صاحبان آذربايجان به علت الحاق به سلطان سليمان سپس شكست سلطان محمد و رفتن او به اصفهان مشغول گرديده بود .
چون سلطان محمد به سلطنت بازگشت شرف الدين گردبازو را براى صلح دادن اميران و به صلاح آوردنشان روانه كرد . شرف الدين هنگامى رسيد كه جنگ برپا بود و روحها را از بدنها بيرون مىآورد .
او دو طرف را آشتى داد و با چشم روشن و خوشحال بازگشت .
جغرى شاه خود را تسليم كرد و به ستايش و تعريف خود دلها و دهانها را پر كرد . سلطان با برادر دورافتاده مجلس كرد و اتابك اياز هم به ولايت خود بازگشت و در حمايت عنايت او افراد رعايايش در امان زيستند .
شمس الدين ايلدگز و نصرت الدين ارسلان آبه بلاد آذربايجان را ميان خود تقسيم كردند و اردبيل را براى امير آغوش رها ساختند . نقوش