تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 290

مساهمون:

ص٢٩٠
اما سلطان سليمان خود در بريدن بندى كه از غفلت بر دست و پا داشت اقدامى نكرد و هم‌چنان در گمراهى و نادانى سر مىكرد . مغلوب مستى بود و زبون لذت و بهره‌گيرى . همواره در ايام اقامت بغداد اميال حرام را حلال مىشمرد . كارهاى بيهوده در حلق و دهانش شيرين بود . نوازندهء نغمه‌هاى بيهوده و ترانه‌هاى خرافاتى بود . با همه اين اوصاف خليفه به دوستى او معتقد بود و درفش او را مىبست و نسبت به صلاح و تدبير كارش كه سلطان خود از آن‌ها بىخبر بود بيدار و هشيار بود . خليفه به سپاهيان خود دستور داد كه در خدمت سلطان بروند و او را بار ديگر طبق عادت به سلطنت برگردانند . وزيرش را شرف الدين خراسانى قرار داد و او مردى بزرگ و منسوب به تبارى ريشه‌دار و بزرگوار بود . اين شرف الدين در روزگار سلطان سنجر به رسالت سلطان سنجر به بغداد رسيد و اوست كسى كه چوب‌دستى و برد پيامبر را كه در مصيبت خليفه المسترشد گرفته شده بودند به دار الخلافه باز آورد . اين شرف الدين در سايه پيشوا « خليفه » مقيم شد و به عزت اختصاص يافت . خليفه المقتفى صلاح ديد كه او را وزير سليمان كند و به آذربايجان روانه‌اش نمايد . سپاهيانى كه از نظر ساز و برگ و تعداد كامل بودند همراه آن‌ها كرد . ابنان با سليمان به اطمينان اتابك ايلدگز به ارانيه رفتند ولى ايلدگز نه تنها از آنان پذيرائى نكرد بلكه براى ديدارشان سر بالا نياورد . پس سلطان محمد بن محمود رسيد و جنگ درگرفت . دو سپاه به هم برخوردند در آخر سليمان شكست خورد و فرار كرد و از سپاه خليفه دور افتاد . پس سپاهيان به بغداد با پشيمانى از سفر در حال شكست‌خوردگى باز آمدند . سليمان از راه دربند قرابلى به بغداد بازگشت و در موصل صبحگاهى زين الدين على كوچك به وى رسيد و او را توقيف كرد و به قلعه
تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 290 | فتح بن على بندارى اصفهانى / محمد حسين جليلى