را درين سفارت خوش نداشتم زيرا سود آن را عين زيانزدگى دريافتم .
مدتى در ترديد بودم آخر من مقيم اصفهان شدم و جمال الدين حركت كرد .
بيابان درنورديد و غمگين شد .
من زمانى كه او به كرمان رفت از راه خوزستان به بغداد سفر كردم و به شهر عسكر مكرم در ماه شوال از سال 549 وارد شدم .
اين شهر را سلطان ملكشاه بن محمود داشت و به وجود وى راهها و توابع شهر در امنيت مىگذراندند .
رئيس الدين محمد فرزند قاضى ابو بكر ارجانى را كه در نيابت قضا مىگذراند ملاقات كردم . او ميان دانشمندان بسيار محترم بود .
براى من نقل كرد كه پدرش قاضى ارجانى در سال 544 مرده است .
مسوداتى از اشعار پدرش به من داد و من در باغچه فرائد آنها تفرج كردم .
سپس به بغداد بعد از خبر فتح خليفه در جنگ بجمزا سفر كردم . من با پدرم همراه بودم مژده فتح پدر را به مسافرت تحريك كرد .
مؤلف گفت : سلطان محمد بن محمود درين سال زمستان را در ساوه گذراند . جلال الدين بن قوام وزيرش را در كار عاجز و ناتوان يافت . سلطان كوشيد كه از فارس تاج الدين دارستى را بياورد و به وزارت بنشاند . تاج - الدين به اصفهان رسيد و مدتى درين شهر مقيم شد پس كار وى سرد و آتشش خاموش گرديد . چون آمدنش به تاخير افتاد سلطان ديگرى را وزارت داد .
بيان وزارت شمس الدين ابو النجيب درگزينى
مؤلف گفت : به سلطان گفته شد كه شمس الدين وزير عموى تو