دو ركعت نماز بگزاشت . و از دو طرف جايگاه خلافت صورت خود را از خاك اقامتگاه خليفه تبرك كرد .
سلطان ملكشاه از حضور خليفه بازگشت . درحالىكه خلعتهاى هفتگانه و طوق و ساعدبند داشت . انوار بزرگى از سلطان درخشان بود .
در مقابل مسند شريف خلافت بايستاد و چند بار از روى احترام زمين خلافت - گاه را بوسه زد . خليفه نيز مختص خادم مخصوص خود را فرمان داد كه دو شمشير به گردن ملكشاه بياويزد . وزير خليفه ابو شجاع گفت اى جلال - الدين مولاى ما امير مؤمنان كه خداوند وى را به كرامت خلافت برگزيده و او را چوپان امت و پيشوا قرار داده نزد تو امانتى كه بموقع نيز هست قرار داده و ترا براى اين نيكوئى كه برجاى هم هست انتخاب كرده است : دو شمشير بر تو آويخت تا بر دشمنان خدا قوى باشى و آنان را ذليل كنى .
و شهرهاشان را فتح نمائى . در صلاح و خير رعيت فروگذار مكن و از بذل كوششى خوددارى منما . به فرمانبردارى خليفه مالها از اطراف دنيا به طرف تو روى مىآورد و ابرهاى بركت بر تو ريزان مىشود .
سلطان درخواست كرد كه دست خليفه را ببوسد ولى خليفه رضا نداد و تنها به جهت آسودگى و احترام انگشترى وى را سلطان بوسه زد .
مؤلف گفت : در نيمه ماه صفر سلطان ملكشاه به قصد خراسان از بغداد خارج شد . اما دفعه دومى كه سلطان ملكشاه به بغداد آمد در 28 ماه رمضان سال 484 بود . درين سفر نظام الملك و تاج الملك و بزرگان كشورش در حضور وى بودند . امين الدوله بن الموصلايا به استقبال سلطان بيرون رفت و سلطان نيز در مقابل تشريفات و احترامى را كه در حق وزراء مرعى مىدارند نسبت به امين الدوله رعايت كرد . سلطان درين سفر در ماه صفر سال 485 از بغداد آهنگ خوزستان كرد . قبلا آق سنقر قسيم الدوله را به
تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 91
مساهمون: فتح بن على بندارى اصفهانى
ص٩١