تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠

ورود سلطان ملكشاه سلجوقى به بغداد

بار اول كه سلطان ملكشاه به بغداد وارد شد در روز چهاردهم ذى - حجه سال 479 بود . وزير خليفه ابو شجاع به استقبال و احترام سلطان از شهر بيرون آمد و حق بزرگداشت او را به كمال بگزارد . روز سوم براى اسب‌دوانى و چوگان‌بازى سوار شد . خليفه برسم تعارف اسب‌هائى براى سلطان فرستاد سلطان نيز كمال محبت در تقديم هدايا رد و بدل كرد . نظام الملك به مدرسه و كتابخانه آن سركشى كرد و كتابها را زيرورو نمود . نقائصى كه در كارها مشاهده كرد اصلاح ساخت . سپس نظام الملك به خانه فرزند خود مؤيد الملك به رفت و دو شب در آنجا اقامت كرد . در هفدهم محرم سال 480 خليفه بوسيله خادم مخصوص خود ظفر . خادم از سلطان دعوت كرد . سلطان با روى گشاده و شادان در زورق نشست هنگامى كه بدرگاه شريف خلافت رسيد . خليفه به نشستن سلطان را تكليف كرد ولى سلطان به احترام مقام خلافت از نشستن خوددارى مىكرد و همواره تواضع و تعظيم مىنمود . سرانجام خليفه سلطان را به نشستن سوگند داد و وى ناچار بنشست و به افراط در انس با وى و گفتگو بيفزود . نظام الملك هم يكان‌يكان ، اميران و كشورمداران را مقابل مسند خليفه مىآورد و مىگفت : اين امير براى سجده كردن به خاك قدم‌گاه امير مؤمنان آمده و به خليفه مىگفت : اين امير اصل وى چنين است و ولايت او كجاست و سپاهيانش چنان و چندان است . امرائى كه معرفى شدند از چهل نفر بيشتر بودند . يكى از اينان آيتكين خالوى ملكشاه بود . آيتكين روى به قبله آورد و پس از زيارت خليفه
تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 90 | فتح بن على بندارى اصفهانى / محمد حسين جليلى