ربيب الدوله ملقب نمود و به استقبال عفيف مأمورش ساخت . ابو شجاع در وزارت خليفه با شجاعت و تهور ادامه مىداد . مردى شايسته پيمان بود .
از اقليتهاى مذهبى انتقاد مىكرد و بزرگان آنان را هم به زدن علامت غيار و پرداخت جزيه مخصوص مجبور مىكرد . تا آنجا كه رئيس ابو غالب - بن اصباغى از عارغيار به كيش اسلام درآمد و ذلت نصرانيت را از خود دور كرد و غبار غيار را از ظاهر و باطن زدوده ساخت . همچنين دو رئيس معروف يعنى ابو سعد بن العلاء بن الحسن بن وهب الموصلايا كه ديوان انشاء را در عهده داشت و ابو نصر برادرزادهاش كه صاحب خبر بود و ديوان بريد را داشت و هر دوان دو پيكرى بودند كه بر آسمان بزرگى فروزان بودند به شرف اسلام نائل شدند . اين واقعه در چهاردهم ماه صفر سال 484 واقع گرديد . سختگيرى وزير بر كوچك و بزرگ گران آمد زيرا وى در اجراى قوانين و قواعد ملاحظه و گذشت نداشت . اين امر مصادف شد با وصول نامه سلطان در خصوص عزل وى بعلاوه خليفه نيز از كارهاى وزير و بىگذشتىهايش سخت تنگدل بود . پس فرمان عزل وى از وزارت در نوزدهم صفر بيرون آمد و درست مثل اينكه خود با خود زمزمه مىكرد .
« به وزارت رسيد درحالىكه يك دشمن نداشت . از وزارت دور شد و عزل گرديد درحالىكه يك دوست براى وى نمانده است ! ! »
مؤلف گفت : روزگار صدارت و سالهاى وزارت وى بهترين روزگارها و بهين سالها بود . دومين روز عزل او كه با روز جمعه مصادف شده بود از خانه خود پياده عزم مسجد جامع كرد . در لباسى برازنده و گواه دهنده شخصيت و مقام وى بود . مردم از هر طرف بر وى مىريختند و با او مصافحه مىكردند . برخى را اين شكوه و هيبت خوش نيامد و مجبورش كردند كه در خانه شخصى خود سكونت كند . خليفه را نيز خوش نيامد و
تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 88
مساهمون: فتح بن على بندارى اصفهانى
ص٨٨