فرستاد كه مقدم آن ترشك بود . ترشك به يمن مستولى شد و در آنجا در سن هفتاد سالگى به مرض آبله جان سپرد . به جاى ترشك يرنقش رفيق قتلغ امير الحاج نشست و بر راه وى منسلك شد . ديباى دولت به جلال جلال الدوله ملكشاه مزين و صاحب زيور بود .
در سال 473 ملكشاه از سپاه سان ديد و هفت هزار نفر مرد ارمنى كه شبيه تركان بودند از شمار سپاه حذف كرد . اينان هم به جانب برادر ملكشاه تكش كه در قلعه ونج بود رفتند و بدينجهت تكش قدرتى حس كرد و از سرپيچى و عصيان دم زد . همواره ملكشاه با برادرگاه در صلح و گاه در كشمكش سر مىكرد . سرانجام در سال 477 به برادر دست يافت و چون پيمان بسته بود كه به وى آزارى نرساند كارش را به پسر خود احمد راجع ساخت .
احمد او را گرفت و كور ساخت .
در سال 471 اقسيس تاج الدوله تتش را به دمشق دعوت كرد بدون آنكه خيال خلاف و يا خيانتى داشته باشد و از شهر به قصد تسليم شهر بيرون آمد . ولى تاج الدوله گردن اقسيس را بزد و او را برهنه در صحرا افكند . تتش با استبداد تمام به دمشق وارد شد و زمام امور را به دست گرفت .
در همين سال شرف الدوله مسلم بن قريش بر شهر حلب چيره شد ، در محرم سال 473 سلطان ملكشاه از كرمان به اصفهان بازگشت و سال اول سلطنت به اصفهان آمده بود . پسر عمش سلطان شاه بن قاورد با وى پيمان و عهد كرده بود و طبق مرسوم دست او را هم گرفته بود . در ماه صفر تكريت و قلعه آن را مؤيد الملك از مهرباط گرفت . قلعه را محكم كرد و نگهبانان آن را بيفزود . در شب يكشنبه دهم ماه شوال دبيس بن على بن مزيد وفات يافت . او مدت 67 سال امارت كرد . پس از وى بهاء الدوله منصور دست به كار شد و به سوى سلطان رفت . در دوازدهم ماه صفر سال 474 با قدرت و احترام از پيش
تاريخ سلسله سلجوقى ( زبدة النصره ونخبة العصره ) ( فارسى ) — صفحة 80
مساهمون: فتح بن على بندارى اصفهانى
ص٨٠