هر 3 / 9 سال هر عقده به جاى ديگرى قرار مىگيرد .
نويسنده در پايان افزوده است : واژه شمس وهم خانوادههايش در قرآن 29 بار ذكر شده ، وواژه قمر 27 بار وشمس وقمر با هم 9 بار ، واژه خسوف 2 بار وواژه كسوف 5 بار . سرانجام به طلاب ودانشجويان توصيه مىشود كه از آموختن وآموزش دانش فضا وفلكيات غفلت نكنند ، واز بررسىهاى عملي وپژوهش در اين باره دور نباشند بلكه دايره معلوماتشان هر چه گستردهتر شود .
4 . الحكم الشرعي في إثبات رؤية الهلال عبد الله بن زيد آل محمود ( معاصر )
در اين رساله كه مفتى قطر آن را نوشته است ، نخست از اختلاف مسلمانان در امر رؤيت هلال اظهار تأسّف شده واين كه دامنه اين اختلاف گاهى به سه شب رسيده ، با اين كه امكان دارد همه سرزمينهاى مسلمانان در يك شب هلال را مشاهده نمايند .
اين اختلاف گاهى از گواهى دروغ سرچشمه مىگيرد ويا به خاطر نداشتن يك هيئت وگروه مسؤول كه از عدول وثقات وصالحان تشكيل يافته وامر رؤيت هلال به آنان واگذار شده باشد .
براي نمونه در سال 1400 عيد فطر در زمان خود برگزار نشد وشهادت دروغ سبب شد تا شب دوشنبه ادعاى رؤيت شود ، حال آن كه هيچ يك از مردم در آن شب هلال را نديدند ، وشب سه شنبه نيز نديدند ، بلكه در شب چهارشنبه ( شب سوم ) آن را ديدند در حالي كه جرم هلال بسيار كوچك وارتفاع آن كم بود ، درست مانند هلال شب اوّل .
مىدانيم كه در لغت ، ماه شب سوم را كسى هلال نمىگويد بلكه از آن به قمر تعبير مىآورند وأصحاب پيامبر صلّى اللّه عليه وآله نماز عشا را بعد از غروب قمر شب سوم مىخواندند ؛ بنابراين ، قانون وقاعده در شرع اسلام اين است كه هرگاه مردم هلال را ديدند ، اوّل ماه آغاز شده است خواه جرم آن بزرگ وارتفاع آن زياد باشد يا كم ؛ چون خداوند مىفرمايد :
يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْأَهِلَّةِ قُلْ هِيَ مَواقِيتُ لِلنَّاسِ
پس روشن است كه ادعاى رؤيت در شب دوشنبه دروغ بود وحكم به صحت آن نيز همين طور ، بديهي است گواهى درست