گروهى بين ابرى بودن هوا وابرى نبودن آن فرق گذاشته وگفتهاند احتياط آن است كه روزهاى هشتم ونهم ذي حجه روزه گرفته شود . سند اين گروه روايتي است از ابن عمر كه هرگاه در آسمان ابر وجود داشت روزه مىگرفت وهرگاه ابرى نبود روزه نمىگرفت ؛ گرچه برخى گفتهاند : اين روايت مخالف قول پيامبر صلّى اللّه عليه وآله است .
يكى از صورتهاى مسأله اين كه مثلا اگر شهود به رؤيت هلال ذي الحجّه يا شوّال گواهى دادند امّا حاكم نپذيرفت ، آيا بر شهود است كه به مقتضاى رؤيت خودشان عمل كنند يا نمىتوانند عمل كنند ؟
گروهى گفتهاند نمىتوانند به مقتضاى شهادتشان عمل كنند . امّا دربارهء هلال شوّال گفتهاند : كسى كه آن را ديده است بايد پنهانى افطار نمايد ؛ چون براي أو عيد فطر است ، به خلاف اعمالي چون وقوف وقرباني وساير مناسك حج كه مكلف حق تك روى ندارد وپيش از ديگر مردم نمىتواند قرباني كند و . . . .
نويسنده سپس بر اين امر دلايل وحكمتهايى مىآورد از قبيل تهمت ، اختلاف ، تشتّت كلمه ، به حد نصاب نرسيدن شهود و . . . .
2 . توجيه الأنظار لتوحيد العالم الإسلامي في الصوم والإفطار *
أبو الفيض أحمد بن محمّد بن الصديق الغماري ( م 1380 ) نويسنده معتقد است در مراكش بسيار اتفاق مىافتد كه برادران ايمانى أو اوّل ماه رمضان را افطار مىكنند وروز عيد فطر را روزه مىدارند با اين كه مىتوانند از راه راديو از ديدن ماه در أقطار عالم اسلامى با خبر شوند . اينان ديدن ماه در سرزمينهاى اسلامى را براي خويش الزامآور نمىدانند ، گرچه نزديك وهمجوار آنان مانند تونس والجزاير باشد .
نويسنده در صدد برآمده تا براي بيان خطاى فكر آنان واقامه دليل بر وجوب اتّحادشان با مسلمانان ويا كساني كه رؤيت هلال نزدشان ثابت شده - از هر گوشهاى از جهان - اين كتاب را به نگارش در آورد وطي چند مسلك وفصل آن را تنظيم نمايد .
هامش
( 2 ) * . عمان وبيروت ، دار النفائس ودار البيارق ، چ اوّل ، 1419 ه ، 160 ص ، وزيري . نام كتاب در مقدّمه مؤلّف همان گونه است كه درج شد ، ولى روى صفحه عنوان آمده است : « . . . لتوحيد المسلمين . . . » .