هم أفق با آن هم ثابت مىشود - برخى هم تعبير به جاهاى نزديك وبلاد متقاربة كردهاند - اكنون سؤال مىشود ملاك هم أفق بودن چيست ؟ واز چه راهى مىتوان آن را فهميد ؟ نيز چون قرب وبعد ونزديكى ودورى نسبى است ، چه مقدار قرب وبعد در اين مسأله ملاك است ؟ لا بد پاسخ مىدهيد مراد جاهايى است كه اگر در يكى هلال ديده شود در ديگرى هم ديده خواهد شد . اكنون مىپرسيم از چه راهى مىتوان فهميد كه اگر هلال در شهر الف ديده شد در شهر ب هم ديده خواهد شد ؟ آيا راهى جز رجوع به كارشناس وخبره وهيوى وجود دارد ؟ شايد پاسخ دهيد اگر هلال در شهر شرقي ديده شد براي شهر غربى آن كافى است . اين سخن با اينكه در كتابهاى بسيارى آمده است از نظر هيوى كاملا مردود است ، همچنان كه در جاى خود ثابت شده است ، وتنها در صورتي درست است كه هر دو داراى عرض جغرافيايى يكسان باشند « 1 » .
فقيهانى كه خود أهل فنّ بودهاند در اين مسأله از اشتباه مصون ماندهاند ، ولى ديگران در دام اشتباه گرفتار آمدهاند . بنابراين ، چارهاى جز رجوع به كارشناس وأهل خبره نيست .
بلى ، فقيهانى كه مانند مرحوم آية الله خوئى رحمه اللّه قائل به لزوم اشتراك واتّحاد آفاق نيستند ، ورؤيت هلال در يك نقطه را براي همه نقاطى كه در بخشي از شب با نقطهء رؤيت مشتركند كافى مىدانند ، در اين مسأله نيازى به رجوع به أهل خبره ندارند ؛ چون اشتراك در شب از راههاى ديگر هم قابل دسترسى ودرك است .
( 10 ) در پايان اين بحث اشاره مىكنم كه ظاهرا دو موضوع در ايجاد انديشهء بىاعتبارى قول هيوى در بين فقيهان ومردم متدين ورسوخ يافتن آن مؤثّر بوده است : يكى جملهء معروف در كتب فقهى : « لا عبرة بالجدول » وعدم آگاهى دقيق از چگونگيهاى آن ؛ وديگرى وضع تقويمها در كشور واختلاف آنها .
در مورد اوّل بايد گفت : همان طور كه در جلد چهارم رؤيت هلال به طور مشروح آوردهام خود هيويان نيز جدول وزيج را براي اثبات اوّل ماه كافى نمىدانند بلكه جدول
هامش
( 1 ) . ر ك : تحقيقات اسلامى ، سال 15 ، شمارهء 2 وسال 16 ، شمارهء 1 ، ص 221 ، « ميزگرد علمي » .