شهر رمضان است ، منهىّ عنه [ و ] حرام است ، مجزى نيست . بايست قضا نمايد تا برئ الذّمة شود ، به اعتبار أحاديث كثيرهء ناهيه مىفرمايد :
هرآينه افطار كنم يك روز شهر رمضان را ، محبوبتر است در نزد من از اينكه روزه بدارم روزى را از شعبان كه زايد داخل سازم أو را در شهر رمضان .
به عبارت واضحه مىفرمايد : افطار كنم يوم الشكّ را هر چند در واقع غرّهء شهر رمضان باشد ، هرآينه محبوبتر است در نزد من از روزه گرفتن يك روز از ماه شعبان به قصد اينكه از شهر رمضان است . قصد مباركشان آن كه يوم الشكّ را به قصد ماه مبارك رمضان روزه ندارد . ودر حديث ديگر مىفرمايد :
« لأن أصوم يوما من شعبان أحبّ إليّ من أن أفطر يوما من شهر رمضان » . فيجوز أن يصام على أنّه من شعبان فإن كان من شهر رمضان أجزأه وإن كان من شعبان لم يضرّ ومن صامه وهو شاكّ فيه عليه قضاؤه وإن كان من شهر رمضان « 1 » .
ومنظور مباركش در اين حديث كه روزهء يوم الشكّ را به قصد سنّت بگيرد كه آخر شعبان است ، پس اين صوم مجزى خواهد بود از فرض ماه مبارك ، در صورتي كه در واقع اين يوم الشكّ غرّهء شهر رمضان بوده واگر در واقع آخر ماه شعبان بوده ، مضرّش نيست ، ثواب روزهء سنّتى عايدش خواهد شد واگر به قصد وجوب كه غرّهء ماه مبارك [ است ] روزه بدارد ، روزهاش باطل [ است ] ؛ پس بر أو واجب است قضايش ، هر چند اين يوم الشكّ در واقع از شهر رمضان بوده ، در آخر حديث تعليل مىفرمايد : « لأنّه لا يقبل شيء من الفرائض إلّا باليقين » چون صائم يوم الشكّ يقين به غرّهء ماه مبارك نداشته ، هر چند در واقع غرّهء شهر رمضان بوده ، روزهاش فاسد غير مقبول خواهد بود واز اينجا است كه از جناب سيّد الساجدين وجناب امام رضا عليهما السلام وارد شد كه فرمودند : « صوم يوم الشكّ أمرنا به ونهينا عنه » « 2 » الحديث .
نجم الأئمّه شارح رضى در باب أحبّ ( افعل التفضيل ) گفته :
لا يخلو المجرور ب « من » التفضيلية من مشاركة المفضّل في المعنى ، إمّا تحقيقا نحو « زيد
هامش
( 1 ) . الفقيه ، ج 2 ، ص 126 ، ح 1924 .
( 2 ) . تهذيب الأحكام ، ج 4 ، ص 164 ، ح 463 وص 183 ، ح 511 ؛ الاستبصار ، ج 2 ، ص 80 ، ح 343 .