پس ، بنابر آنچه خداوند سبحان در قرآن كريم فرموده ، بسيارى از صحابه رسولخدا ( ص ) :
( أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ
: بر كافران ، سختگير و با همديگر مهربانند ) « 1 » و برخى از آنان نيز منافقانى بودهاند كه رسولخدا ( ص ) آنها را نمىشناخته و خداوند دربارهء آنها فرموده ( . . .
وَ مِنْ أَهْلِ الْمَدِينَةِ مَرَدُوا عَلَى النِّفاقِ لا تَعْلَمُهُمْ نَحْنُ نَعْلَمُهُمْ . . . :
. . . و از اهل مدينه نيز ، گروهى بر نفاق خو گرفتهاند . تو آنها را نمىشناسى ، ما آنها را مىشناسيم . . . . ) « 2 » و در ص 15 گويد :
« و اين نصوص به ما مىفهماند كه قاتلان حقيقى حسين همان شيعيان او بودند » . در پاسخش مىگوئيم :
« در شهر كوفه ، هم شيعيان امامعلى ( ع ) حضور داشتند و هم خوارج و نواصب . شيعيانى مانند : مالكاشتر ، عَدىّبنحاتِم طائى ، حُجربنعدى ، رُشَيد هَجَرى و مِيثم تَمّار . و نواصب و خوارجى به مانند مؤلّفِ كتابِ « لِلّه ثم للتّاريخ » امثال : اشعثبنقيس ، أنس پدر سِنان قاتل حسين ( ع ) ، ابن مُلجم ، ذوالثَّدية و . . . و بديهى است كه شكواى امامعلى ( ع ) از شيعيانِ خود نبوده ،
بلكه آنحضرت تنها از نواصب و خوارجى امثال مؤلف كتابِ « لِلّه ثُمّ للتاريخ ، كه در آن زمان ساكن كوفه بودهآند ، شكوه كردهاست .
همچنين ، برخى از مردم كوفه كسانى بودند كه در كربلا به جنگ سبط شهيد آمدند و حسين ( ع ) در روز عاشورا - هنگامى كه شَمر و يارانش به سوى خيمه زنان و كودكان يورش بردند - با صداى بلند فرياد زد : « واى بر شما اى شيعيانِ آلابىسفيان ! اگر دين نداريد و چنانيد كه از معاد
هامش
( 1 ) . سورهء فتح ، آيه 29 .
( 2 ) . سورهء توبه ، آيه 101 .