تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تهمتها و دروغ پردازىها در كتاب « لله ثم للتاريخ » ( فارسى ) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠
كه در نهايت به نابودى حكومت امويان و تشكيل امارت عباسيان انجاميد ؛ عباسيانى كه با شعار خونخواهى آل‌على به قدرت رسيدند ! باز در ص 19 تا 20 كتابش گويد : « ما هنگامى كه به كتابهاى معتبر خويش مراجعه مىكنيم ، به شگفتىهائى برمىخوريم كه هيچ يك را باور نداريم . آرى ، كتابهاى ما شيعيان ، اهل‌البيت ( ع ) و پيامبر ( ص ) را بدنام مىكند . به اين روايت بنگريد : از اميرالمؤمنين ( ع ) روايت شده كه : عفير - الاغِ رسول‌خدا ( ص ) - به او گفت : « يا رسول‌الله ! پدر و مادرم فدايت باد . پدرم از پدرش و او از جدّش و او از پدرش به من خبر داد كه « وى با نوح در كشتى بوده و نوح برخاسته و كفل او را نوازش كرده و گفته است : « از پشت اين الاغ ، الاغى به دنيا مىآيد كه سيد انبيا و خاتم آنها بر او سوارمىشود » و سپاس خداوندى را سزاست كه مرا آن الاغ گردانيد » « 1 » نتيجه اين روايت آن است كه : 1 . الاغ سخن مىگويد ! 2 . الاغ به رسول‌خدا گفته است : « پدر و مادرم فدايت باد ! » در حالى كه اين مسلمانانند كه پدر و مادر خود را فداى رسول‌الله مىكنند ، نه الاغ . 3 . الاغ مىگويد : « پدرم از پدرش تا جدّ چهارم » حال آنكه فاصله نوح و محمّد هزاران سال است ، و الاغ مىگويد جدّ چهارمش با نوح در كشتى بوده است . ما ( مؤلِّف لِلّه ثُمَّ لِلتاريخ ) در نجف بوديم و اين روايت را نزد امام خوئى از اصول كافى مىخوانديم كه امام خوئى گفت : « به اين معجزه بنگريد . نوح سلام‌الله‌عليه هزاران سال پيش ، آمدن محمد ( ص ) و نبوت او را - قبل از ولادتش - خبرداده است »
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 1 ص 237 .