تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تهمتها و دروغ پردازىها در كتاب « لله ثم للتاريخ » ( فارسى ) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩
نمىترسيد ، [ لااقل ] در دنياى خود آزادمرد باشيد و به گذشته‌هاى خويش بازگرديد ؛ اگر خود را عرب مىدانيد ! » « 1 » مىبينيم كه آن حضرت در خطاب خويش به دشمنان كوفىاش ، با صراحت فرموده‌است : « اى شيعيان آل‌ابىسفيان ! » و فرموده‌است : « اگر خود را عرب مىدانيد ! » و اين مىرساند كه آنها اعراب و از شيعيان آل‌ابىسفيان بوده‌آند ؛ چنان كه با سكوت خود بدان اقراركردند . بنابراين ، در كوفه ، هم بزرگان شيعهء اهل‌البيت بودند ، هم سران خوارج ، و هم ديگرانى كه با هر بادى جابه‌جا مىشدند ، همان‌گونه كه اميرالمؤمنين ( ع ) آنها را براى يار و ياور خود كميل‌بن‌زياد » توصيف فرمود : ( النّاسُ ثَلاثةٌ ، فعالِمٌ رَبّاني وَ مُتِعَلِّمٌ عَلي سَبيلِ نَجاةٍ وَ هَمَجُ رِعاعٍ اتباعُ كَلّ ناعِقٍ يَميلُونَ معَ كُلّ ريحٍ : مردم سه گروهند ، عالم ربّانى ، متعلِّم راهياب ، و احمقِ بُن سست كه هر بانگى را پى مىگيرد و با هر بادى جابه‌جا مىشود ) « 2 » آرى ، امام ( ع ) از احمق‌هاى بُن سستِ كوفه شكوه‌مىكند ، نه از شيعيان فداكارى كه در كنار امام حسن و امام حسين ( ع ) صبورىكردند و چونان امامشان شربت شهادت نوشيدند . بررسى دوران وصى رسول‌الله ( ص ) و دو فرزندش امام حسن و امام حسين ( ع ) نيازمند بحث و بررسى همه‌جانبه در احوالات مسلمانانِ آن دوران است . پس از شهادت امام حسين ( ع ) نيز ، نهضت‌هاى پياپى شيعيان و دوستداران اهل‌البيت آغازشد . ابتدا نهضتِ تَوّابين ، سپس خروج مختار و كشتن كشندگان سيدالشهداء و آنگاه جنگهاى ميان عبدالله‌بن‌زبير و بنىاميه ،
هامش
( 1 ) . فى رحاب ائمة اهل‌البيت ، ج 3 ص 133 ، از سيدمحسن‌امين ، چاپ دارالتعارف ، بيروت 1400 ه - . ( 2 ) . نهج‌البلاغه ، حكمت 147 .
تهمتها و دروغ پردازىها در كتاب « لله ثم للتاريخ » ( فارسى ) — صفحة 99 | السيد مرتضى العسكري / محمد جوادى كرمى