سخنان امام خوئى مدتى در گوشم طنينانداز شد و با خود گفتم : چگونه ممكن است اين يك معجزه باشد ، معجزهاى كه در آن الاغى به رسولخدا ( ص ) بگويد : پدر و مادرم فدايت باد ؟ ! و چگونه ممكن است اميرالمؤمنين سلاماللهعليه چنين روايتى را نقل كند ؟ ! ولى سكوت كردم همانگونه كه ديگر شنوندگان سكوت كردند »
در پاسخ مىگوئيم :
روايت اصول كافى از قول « سهلبنزياد » است ، كسى كه « علّامه مجلسى » در كتاب « مرآة العقول » او را اين گونه ارزيابى مىكند : « ضَعيفٌ و مُرسَلٌ « 1 » » يعنى : يك راوى آن كه سهلبنزياد باشد « ضعيف » است و « آخَرُهُ مرسل » يعنى عبارت « رُوِى » دالّ بر آن است كه راوى آن مجهول و ناشناخته است .
و حضرت آيت الله خوئى در كتاب « معجم رجالالحديث » در معرفى او گويد : 5639 - سهلبنزياد ، نجاشى گفته است : سهلبنزياد ابوسعيد الآدمى الرّازى ، در نقل حديث ، ضعيف و غيرقابل اعتماد است و احمدبنمحمدبن عيسى به « غُلُوّ و كذب » او شهادت مىداد و از قُم بيرونش كرد »
بنابراين ، روايت حماريهاى كه در ذيل روايت « سهلبن زياد » است ومؤلّف كتاب « لله ثمّ للتاريخ » در بوق و كرنايش كرده ، با عبارت « رُوِى » آمده ، يعنى گويندهاش مجهولاست ، و اگر سهلبنزياد باشد ، علماى رجال معرفىاش كردهاند و او را اهل غلوّ و كذب دانستهاند .
امّا آنچه كه به [ حضرت آيهً الله ] آقاى خوئى نسبت داده ، از مصاديق قول خداوند سبحان است كه فرموده :
( إِنْ جاءَكُمْ فاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا . . . :
اگر
هامش
( 1 ) . مرآة العقول ، ج 3 ص 48 ، چاپ دوّم ، چاپخانه حيدرى ، 1393 ه - .