تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تهمتها و دروغ پردازىها در كتاب « لله ثم للتاريخ » ( فارسى ) — صفحة 93

مساهمون:

ص٩٣
كه من از دوران جوانى تا به حال كه در حوزه‌هاى علميه عراق و ايران بوده‌ام ، نديده‌ام كه رؤساى حوزه بيش از يك اتومبيل داشته‌باشند ! مؤلف كتابِ « لِلّه ثُمَّ لِلتّاريخ » ، در صفحات 9 تا 13 به بحث دربارهء « عبدالله بن سبا » پرداخته ، و همه توان خود را به كار برده و هرچه در كتابها در ارتباط با او آمده گردآورى كرده و به نام من و كتابم : « عبدالله‌بن سبا و افسانه‌هاى ديگر » نيز اشاره‌كرده‌است ، ولى با آنكه بخشى از آنچه آورده با بخش ديگر تناقض دارد ، در صفحه 10 به جمع‌بندى پرداخته ، گويد : « از نصوص پيشين نتيجه مىگيريم كه : 1 . شخصيت « ابن سبا » و وجود « فرقه تَناصُره » كه راه او را ادامه مىدهند ، ثابت و محرز است ، و اين فرقه با عنوان « سبائيه » شناخته مىشوند . 2 . ابن‌سبا ، يهوديى بود كه خود را مسلمان نمود ، ولى در يهوديتش باقى ماند و از اين راه به سم‌پاشى پرداخت . 3 . هموست كه آشكارا به طعن و بدگوئى از ابىبكر و عمر و عثمان و صحابه پرداخت و آغازگر آن بود . و اولين كسى بود كه قائل به امامت اميرالمؤمنين ( ع ) گرديد و گفت كه او ( ع ) وصى محمّد ( ص ) است . او اين سخن را از يهوديت به اسلام آورد ، و آن را تنها براى محبت اهل‌البيت و دعوت به ولايت آنها و تبرّى از دشمنانشان بر زبان راند ، دشمنانى كه به گمان او ، صحابهء پيامبر و دوستداران صحابه‌اند » . ما در پاسخ مىگوئيم : « هنگامى كه « هشام‌بن‌محمّد » متوفاى 204 هجرى دو كتاب : « انساب‌العَدنانيين » و « انساب القَحطانيين » را تأليف‌كرد ، هيچ شخصيت عربى محقَّق‌الوجودى باقى نماند كه تا قرن دوّم هجرى به وجود آمده‌باشد و نامش در يكى از اين دو كتاب نيامده باشد لذا ، به مؤلّف كتاب « لِلّه ثمّ
تهمتها و دروغ پردازىها در كتاب « لله ثم للتاريخ » ( فارسى ) — صفحة 93 | السيد مرتضى العسكري / محمد جوادى كرمى