للتاريخ » مىگوئيم : « عبدالله بن سبا » و ديگر شخصيتهاى خيالى را [ اگر راست مىگويد كه واقعيت دارند ] از اين دو كتاب بيرون بكشد ! » .
البته مؤلف كتاب « لِلّه ثم للتّاريخ » ، « سيدحسينموسوى از علماى نجف » نيست ، بلكه او دشمن اهلالبيت و پيروان ايشاناست كه براى فريب ، خود را از شيعيان اهلالبيت معرفى كردهاست ؛ چنان كه در صفحه 3 كتابش گويد :
« در كربلا به دنيا آمدم و در خاندانى شيعى پرورش يافتم » .
و در صفحه 5 گويد :
« ما مذهب اهلالبيت را مىخوانيم »
و در ص 6 گويد :
« و پيوندهايم با همه مراجع و علماى دينى به نيكى ادامهيافت » .
و در همان صفحه گويد :
« اما من همچنان داخل عراق ، در نجف هستم » .
و در ص 9 گويد :
« مشهور نزد ما شيعيان چنين است كه . . . »
و بدينسان دروغپردازيهايش را در ساير صفحات كتاب خود ادامه مىدهد و راه كسانى را مىپويد كه در برابر رسولخدا ( ص ) عمل مىكردند و قرآن كريم آنها را چنين معرفى مىكند :
( وَ قالَتْ طائِفَةٌ مِنْ أَهْلِ الْكِتابِ آمِنُوا بِالَّذِي أُنْزِلَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُوا وَجْهَ النَّهارِ وَ اكْفُرُوا آخِرَهُ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ
: و گروهى از اهل كتاب گفتند : « در ابتداى روز به آنچه بر مؤمنان نازل شده ، ايمان بياوريد ، و
در پايان روز انكار نمائيد ؛ باميد آنكه ايشان [ از دين خود ] بازگردند ! ) « 1 » آرى ، مشيت خداوند متعال برآن شد تا مكر و فريب اين شخص آشكارگردد و هدفش كه ايجاد تفرقه ميان امت اسلامى است برملا شود ! !
هامش
( 1 ) . سورهء آل عمران ، آيهء 72 .